خراسان رضوی - آرامگاه خیام

آرامگاه یا بنای یادبود خیام نیشابوری بنایی است برای یادبود و بزرگداشت خیام، که بر روی مدفن وی قرار دارد. از نقاط دیدنی و گردشگری شهر نیشابور و استان خراسان رضوی محسوب میشود که همه ساله مورد بازدید شمار زیادی از گردشگران داخلی و خارجی و دوستداران این شاعر، ریاضی‌ دان و ستاره‌ شناس بزرگ قرار میگیرد

آرامگاه کنونی خیام در شهر نیشابور، در باغی که مقبرهٔ امامزاده محروق، از نوادگان سجاد (امام چهارم شیعیان) در آن واقع است، قرار گرفته؛ این باغ در زمان حیات خیام در محله شادیاخ نیشابور بوده و آرامگاه او اکنون همان جایی است که به قول نظامی عروضی هر بهار در آن گل‌ افشانی میشده است

باغ آرامگاه خیام که از باغ‌های دیدنی در ایران معاصر و مجموعه ‌ای از کتابخانه، موزه و مهمانخانه را داراست؛ دربرگیرنده تندیسی از حکیم عمرخیام در محوطه ورودی باغ میباشد. مساحت باغ خیام بیست هزار متر مربع و طول بنای یادبود مشبک آن ۱۸ متر است و اطراف آن‌ را درختان کاج احاطه کرده‌اند

آرامگاه یا بنای یادبود خیام از ساختمان‌های شاخص طراحی شده در ایران است که تلفیقی موفق از عناصر سنتی و مدرن را به نمایش گذاشته و طراح و معمار این آرامگاه و محوطه پیرامونی آن مهندس هوشنگ سیحون بوده‌ است

در کتیبه‌های لوزی‌ شکل و کاشی‌ کاری شده بنای یادبود خیام، بیست رباعی از خیام به خط تعلیق توسط مرتضی عبدالرسولی در ۱۳۳۹ ش نگاشته که تحت نظارت طراح و معمار بنا٬‌ مهندس سیحون انجام شده و نمونه‌ ای منحصر به فرد از کاربرد خط تعلیق در کتیبه‌ نگاری بناها به‌ شمار میرود. خط تعلیق هر چند امروزه فراموش شده اما نخستین خط ایرانی است و در روزگار خیام در میان کاتبان کاربرد فراوانی داشت

هوشنگ سیحون خود درباره این بنا میگوید: آرامگاه خیام در باغ امامزاده محروق نیشابور قرار داشت؛ اولین کاری که باید انجام میدادم این بود که به گونه‌ ای طراحی کنم که آرامگاه خیام و امامزاده محروق تداخل پیدا نکنند به همین منظور من برای باغ محوری عرضی تعریف کردم تا آرامگاه را که در گوشه شمال شرقی باغ قرار داشت؛ از امامزاده جدا کنم. از طرفی دیگر در چهار مقاله عروضی گفتاری از خیام آمده مبنی‌ بر اینکه ایشان گفته ‌اند که: من آرزو دارم مزارم در جایی باشد که در بهاران برگ گل روی مزارم بریزد. بنابراین من مکانی در باغ را که اختلاف ارتفاع سه متری نسبت به درختان زردآلوی باغ داشت انتخاب کردم و چون این مکان سه متر پائین‌ تر قرار دارد فصل بهار شکوفه‌های زردآلو روی مزار میریزد. خیام، ریاضیدان، منجم و ادیب بود؛ سعی داشتم که این سه جنبه شخصیتی در مزارش تجلی پیدا کند من ده پایه برای آرامگاه در نظر گرفتم عدد ده اولین عدد دو رقمی است و پایه و اساس بسیاری از اعداد میباشد به صورتی که از هر پایه دو تیغه بر پایه مدل ریاضی خاصی به صورت مورب بالا میرود و با دیگر تیغه‌ها برخورد میکنند و از رو به‌ رو بر روی پایه مقابلشان پائین می‌آید. همه این تیغه ‌های مورب در محور عمودی وسط برج همدیگر را قطع میکنند و سطح پیچیده حاصله بر اثر یک فرمول ریاضی به وجود آمده که سنبله جنبه ریاضیان خیام است، از طرف دیگر تقاطع تیغه‌ ها در سقف آرامگاه یک ستاره به وجود می ‌آورد که سمبول ستاره‌ شناسی خیام نیز محسوب میشود

خراسان رضوی - آرامگاه نادر

آرامگاه نادرشاه، بنایی است در مجموعه باغ موزه نادری در شهر مشهد که به یادبود نادرشاه افشار در سال ۱۳۴۲ خورشیدی توسط هوشنگ سیحون طراحی و ساخته شده‌ است

نادر شاه در هنگام حیات خود دستور ساخت آرامگاهی کوچک در بالا خیابان مشهد داد. این آرامگاه کوچک در سال ۱۱۴۵ هجری قمری در مجاور چهارباغ شاهی و روبروی حرم امام ضا از خشت و گل ساخته شد. قوام‌السلطنه در اواخر عهد قاجار (۱۲۹۶ خورشیدی) در محل یکی از مقابر ویران شده نادری، آرامگاه جدیدی برای وی ساخت و استخوانهای او را از تهران به مقبره مزبور حمل کردند. بنای جدید که در محل فعلی آرامگاه وی قرار داشت مدتی بر پا بود تا این که انجمن آثار ملی ایران در سال ۱۳۳۵ خورشیدی درصدد بر آمد آرامگاهی مناسبِ شأن نادرشاه برای وی در همان محل مقبره ساخته قوام‌السلطنه ساخته شود. این کار از سال ۱۳۳۶ شروع و در سال ۱۳۴۲ به پایان رسید. ساختمان جدید آرامگاه نادر شاه افشار در تاریخ ۱۲ فرودین ماه سال ۱۳۴۲ با حضور محمد رضا پهلوی به همت انجمن آثار ملی ایران در باغ نادری بازگشایی شد

این موزه هم اکنون تحت مدیریت سازمان میراث فرهنگی اداره میشود. در اواخر سال ۱۳۸۶ باغ موزه نادری که بر اساس طرح نوین بهسازی مورد بازنگری و تعمیرات در فضاهای داخلی قرار گرفته بود پس از ۶ ماه تعطیلی دوباره بازگشایی شد. فیلمی در باره آرامگاه در سال ۱۳۸۹ به کارگردانی علی‌ حسن زاده ساخته شده است

مجموعه باغ موزه نادری

آرامگاه کنونی نادرشاه واقع در ضلع شمال غربی چهارراه شهدا (نادری سابق) که پس از آرامگاه امام رضا، مهم‌ ترین مکان گردشگری و تاریخی داخل شهر مشهد تلقی میشود. این بنا در باغی به مساحت ۱۴۴۰۰ متر مربع ساخته شده ‌است. آرامگاه شامل سکویی دوازده پله ‌ای، محل گور، پوششی خیمه مانند بر روی قبر، سکویی مرتفع در مجاور قبر با مجسمه نادرشاه سوار بر اسب و سه تن دیگر در پی او، یک غرفه فروش کتاب و دو تالار برای موزه‌ است

مجسمه نادر شاه سوار بر اسب به همراه تنی چند از سربازانش بر فراز یک حجم سنگی مرتفع توسط مجسمه ساز فقید ابوالحسن صدیقی ساخته شده که مصالح مقبره غالباً از سنگهای خشن و سخت گرانیت کوهسنگی مشهد است. بعضی از قطعات سنگ بسیار بزرگ انتخاب شده تا تداعی کننده مقبره دوم ساخته خود نادرشاه باشد. پوشش آرامگاه کاملاً به مانند چادر عشایری است، که نادر در آن زاده و کشته شده. پوشش دیوارهای داخلی آرامگاه نیز از سنگهای مرمر اُخرایی رنگ مراغه انتخاب شده تا قتل نادرشاه در داخل چادر را بهتر تداعی کند

موزه نادری در قسمت اصلی بنای یادبود آرامگاه افشار در ۲ تالار به معرفی آثار تاریخی این دوره قرار دارد

تالار شماره ۱: که به ‌نمایش اشیاء مختلفی به ‌منظور معرفی آثار تاریخی دوره افشار پرداخته است. شامل انواع سلاح‌ها، البسه و پوشاک رزمی نظامیان دوره افشار، تابلوهای نقاشی از نادر و صحنه‌های جنگ مانند تابلویی از جنگ کرنال، وسایل سوارکاری مانند زین و برگ اسب از دوره افشار تا قاجار، چند نسخه خطی نفیس از جمله تاریخ جهانگشای نادری و دو شمشیر متعلق به نادراختصاص دارد که روی یکی کلمه «السلطان نادر» حک شده و روی دیگری که در دشت مغان به سال ۱۱۴۸ هجری در روز تاجگذاری نادر از طرف ملت ایران به وی هدیه شده این بیت شعر طلاکوب شده‌ است

هست سلطان بر سلاطین جهان

شاه شاهان نادر صاحب قران

تالار شماره ۲: در حال حاضر به نمایش برخی تصاویر و نیز پاره ای اطلاعات تاریخی در ارتباط با زندگی نادرشاه افشار و همچنین کلنل محمدتقی خان پسیان اختصاص یافته است

همچنین در گوشه شمالی آرامگاه نادر، آرامگاه محمد تقی خان پسیان سردار خراسان قرار دارد

خراسان رضوی - آرامگاه فردوسی

مجموعه فرهنگی باغ آرامگاه فردوسی در ۲۰ کیلومتری شمال شرقی شهر مشهد، در مسیری منشعب از راه عمومی مشهد به کلات نادری، نزدیک به شهر تاریخی طابران و بقعه تاریخی هارونیه قرار دارد. روستای پاژ زادگاه فردوسی که امروزه فاز نامیده میشود نیز در ۲۸ کیلومتری شرق آرامگاه فردوسی قرار دارد. ساختمان کنونی آرامگاه در سال ۱۳۱۳ همزمان با آیین‌های هزاره فردوسی گشایش یافت

در حال حاضر سازمان میراث فرهنگی و گردشگری طرح ‌هایی برای گسترش و بهسازی آرامگاه حکیم در دست اقدام دارد که در همین زمینه؛ زمین‌ها و ساختمان‌های اطراف آرامگاه به تملک این سازمان در می‌آیند و هرگونه ساخت و ساز تازه در حریم آرامگاه کلا ممنوع میباشد. با این حال متاسفانه وزارت نیرو در سال ۱۳۸۶ با نصب دکل‌های بزرگ انتقال نیروی برق دورنمای آرامگاه فردوسی را مخدوش کرده که موجب برانگیختن اعتراض عمومی گردید

تاریخچه

چنانکه مشهور است، پیکر فردوسی را به گورستان راه ندادند و ناچار او را در باغ خودش درون شهر طابران توس، نزدیک به دروازهٔ شرقی رزان به خاک سپردند. خاک جای او زیارتگاه اهل دانش و معرفت بود و با آنکه بارها آن را با خاک یکسان کردند ولی باز از نو ساخته میشد. خبری نه چندان موثق از ساختن اولین بنا بر گور ابوالقاسم فردوسی را به سپهدار توس در زمان فردوسی، یعنی ارسلان جاذب سپهدار توس نسبت داده، که ذکر او در دیباچه شاهنامه آمده ‌است. صد سال پس از مرگ فردوسی در ۵۱۰ نظامی عروضی گور شاعر حماسه سرای ایران در باغی متعلق به خود شاعر زیارت کرد، و ششصد سال بعد هنگامی که عبیدخان ازبک به تیشهٔ تعصب آن را ویران کرده بود؛ قاضی نورالله شوشتری به شرف زیارت آن نایل آمد. بعدها در ۱۳۰۲ ه.ق. که میرزا عبدالوهاب خان شیرازی نصیرالدوله (آصف ‌الدوله) والی خراسان بود، به دستور آن مرد ادب‌ دوست، گورجای فردوسی به قرائن و آثار و علائمی، در باغی درون طوس تعیین گردید و بنایی آجری بر آن ساخته شد

بعد از جنگ جهانی اول که شور و احساسات ملی در ایران بالا گرفته بود، در مجامع و مطبوعات قدرشناسی از فردوسی و لزوم بنای شایسته ‌ای بر سر خاک او مطرح گردید. ملک‌الشعرا بهار که طوس را زیارت کرده و تنها سکویی بی سقف و دیوار به‌جای بنای آصف‌الدوله یافته بود، در ۱۲۹۹ در هفته ‌نامهٔ نوبهار خود مقاله‌ای در لزوم بنای آرامگاه نوشت. پس از تأسیس انجمن آثار ملی در سال ۱۳۰۱، به همت محمدعلی فروغی رئیس انجمن کوشش‌هایی برای ساختمان آرامگاه آغاز شد. چون نیت این بود که آرامگاه شاعر بزرگ ملی به هزینهٔ مردم و نه از بودجهٔ دولت ساخته شود، در ۱۳۰۴ با نشر بیانیه‌ ای از مردم خواستند که اعاناتی برای این منظور به حساب انجمن پرداخت نمایند. در سال ۱۳۰۵ گروهی از طرف انجمن برای تعیین محل دقیق آرامگاه و تهیهٔ طرح آن از تهران به طوس رفتند. آندره گدار رئیس اداره باستان شناسی، مقبره را به شکل اهرام مصر طراحی کرده بود و ساخت این طرح در مراحل اولیه پیش رفته بود ولی با مخالفت ذکاءالملک فروغی این طرح تخریب شد تا به جای آن مقبره‌ای به سبک ایرانی هخامنشی ساخته شود. طراحی این مقبره بر عهده حسین لرزاده گذاشته شد. اشعار کتیبه‌ ها به خط استاد عمادالکتاب نوشته شده و سپس بر سنگهای نما منتقل گشته. ساختمان آرامگاه در سال ۱۳۱۱ آغاز و در مدت ۱۸ ماه به پایان رسید و برای جشن هزاره فردوسی در سال ۱۳۱۳ آماده شد. برای تأمین کسری هزینه ۱۶۰۰۰۰ برگ بلیت بخت‌ آزمایی ده ریالی چاپ و از طریق شعبه ‌های بانک ملی ایران توزیع شده بود

مساحت ساختمان تقریبا ۹۴۵ متر بوده و بهترین حجاران تصاویری از شاهنامه را بر دیوارهایش حک کردند. اما از آنجا که در طراحی بنا محاسبات فنی دقیق لازم به عمل نیامده بود، بویژه به سبب عدم محاسبهٔ مقاومت خاک و مصالح پی، ساختمان آرامگاه از همان سال‌های نخست شروع به جذب رطوبت و نشست کرد. تعمیرات و مراقبت‌های سی ‌ساله هم کارگر نیفتاد، و ناچار لزوم تجدید بنای آرامگاه مطرح شد. به دستور انجمن آثار ملی در سال ۱۳۴۳ بازسازی بنا با نظارت مهندس هوشنگ سیحون مطرح و در سال ۱۳۴۷ به انجام رسید

بنای پیشین دارای نمای بیرونی شبیه بنای فعلی بود، اما داخل آن کوچکتر و کم‌ عمق تر و دارای دو ورودی کم‌عرض شرقی و غربی بود. بنای کنونی، که سعی شده در ظاهر کاملا شبیه بنای پیشین باشد، دارای نهصد متر سطح زیربنا، و ساخته شده از بتون و سنگ و کاشی است. بخش فوقانی بنا، که در اجرای اولیه توپر بود این بار میان‌ تهی ساخته شد. سقف داخلی آن هم با کاشی‌کاری معرق و متأثر از عناصر تزیینی دورهٔ هخامنشی و عصر فردوسی روکاری شد. دیوارهای آن هم تماماً با سنگهایی از منطقهٔ توس نماسازی شد. هیأت کلی بنا آرامگاه کوروش بزرگ در پاسارگاد را تداعی میکند

اینک باغ آرامگاه که حدود شش هکتار مساحت، و یک موزه و کتابخانه دارد، سالانه بیش از یک میلیون زائر و شیفتهٔ فردوسی را میپذیرد. با این همه فضلای اهل ادب ایران این مجموعه را درخور شأن رفیع فردوسی نمیدانند و در صدد توسعه و آبادی آنند

خراسان رضوی - گنبد هارونیه

تنها اثر باقیمانده از توس قدیم بنای آجری معروف به گنبد هارونیه که در دهه های اخیر به همت انجمن آثار ملی و فرهنگی خراسان مرمت و بازسازی شده است. مردم این بنا را زندان هارون مینامند و در متون و سفرنامه ها از عناوین مسجد توس، آرامگاه و خانقاه غزالی نام برده شده

هارونیه كه احتماﻷ مدرسه یا خانقاهی مربوط به سدﺓ هشتم میباشد؛ در آن سنگ یادبودی بنام محمد غزالی در وسط محوطه كار گذاشته شده است. چون آرامگاه « امام محمد غزالی » در توس بوده و محل آن دقیقاً روشن نیست، درنتیجه در مجاورت این بنا به یادبود این دانشمند، سنگ مزاری نصب گشته است

این ساختمان زیر زمینی دارد كه عقیده عمومی مردم بر این است كه به عنوان زندان از آن استفاده میشده اما تحقیقات اخیر نشان داده که هارونیه صرفا آرامگاه یا خانقاهی است که در سده های هفتم یا هشتم هجری هم پهلو با یک بنای مذهبی دیگر و بر روی خرابه های ابنیه کهن ساخته شده است

معمارى بنا

بناى هارونیه کلا آجرى است و هیچ گونه تزئین کاشى در آن به کار نرفته، این بنا به صورت چهار ضلعى که ابعاد آن در اضلاع مختلف به علت وجود قناسى نابرابر است. ابعاد آن به ترتیب ضلع شمالى 19/5 متر، ضلع جنوبى 20 متر، ضلع شرقى 28 متر، ضلع غربى 29 متر است. ارتفاع گنبد از کف بنا 26 متر، ارتفاع ایوان 21 متر، ارتفاع گنبد کوچک قسمت شمالى 11 متر، طول و عرض گنبدخانه 12×12 متر و ارتفاع کمر پوش بنا از کف 9 متر است. داراى یک ورودى در سمت جنوب با سردر فوق العاده رفیع بدون تزئینات کاشى و تماماً آجر بوده و گنبدخانه اى که در سطح وسیعى پوشیده است. این بنا دارای راه پله هایی بوده كه به وسیله آن ها میتوان به طبقه دوم بنا رفت اما فعلاً آن را بسته اند ولی آن طور که گفته اند؛ طبقه دوم فضای بسیار كوچك و ساده ای دارد. محل جدیدی كه به تازگی در این محوطه توسط باستان شناسان پیدا شده، دلیل بر مدرسه یا مسجد بودن این بناست

مقایسه بنا با نمونههای مشابه

بقعه هارونیه به خاطر اندازه و انفراد و حجم جمع و جورش بنایی بسیار جالب بوده و آرامگاه سلطان سنجر در مرو را به یاد میآورد. مقایسه این دو بنا با بنای جبل سنگ (گنبد جبلیه) در کرمان که از قرن هفتم ه . ق. است و روشنتر از دو بنای مذکور خصلت ساسانی در آن آشکار است، پیشرفت معماری را در مد نظر قرار میدهد. بنای طوس اگر چه کوچکتر و در تناسب با وقارش به آرامگاه الجایتو شباهت زیاد دارد اما شیارهای عمودی که به نما ظاهری نیرومند میدهد سرمشق آن در گنبد سلطانیه است، و پارهای از اسپرهای گچبری مقبره بایزید در بسطام را تداعی میکند

در مورد شباهت هارونیه با مقبره سلطان سنجر و گنبد سلطانیه میتوان چنین گفت که در هر سه بنا بخش انتقالی حساس از گنبدخانه به گنبدی که در بالای آن قرار گرفته به طرز زیبایی توسط دهلیزهای گوشه ای که سه کنجها را پنهان ساخته انجام پذیرفته و این حسن عمل برخلاف گنبدهای اولیه سلجوقی است که در آنها سه کنجها به صورتی ناهنجار از بیرون نمایان است. قاعده مدور گنبد که اغلب در دورههای پیش فقط به صورت هشت گوشه برهنه ای بود، دارای رواقهایی است که دهلیزهای آنها با آجرچینیهای مشبک تزیین شده و بدین طریق بدون این که چیزی از سادگی کل بنا بکاهد، صلابت حجم آن را تعدیل کرده است

خراسان رضوی - مسجد گوهرشاد

مسجد گوهرشاد، در جنوب حرم علی بن موسی (رضا) در شهر مشهد ساخته شده‌ است. این مسجد در سال ۸۲۱ ه.ق به دستور گوهرشاد بیگم، همسر شاهرخ از پادشاهان تیموری بنا شده.‌ به دلیل ظرافت و زیبایی کاشی ‌کاری و خط و اسلوب معماری مسجد گوهرشاد، این مسجد از نفیس‌ ترین شاهکارهای معماری ایرانی در دوره تیموری به شمار میرود. اسم گوهرشاد در دو محل با کاشی معرق نگاشته شده ‌است: یکی در قسمت بالای در نقره‌ای که به دارالسیاده میرود و دیگری بر کتیبه ایوان مقصوره که به خط زیبای شاهزاده بایسنقر میباشد. در قسمت وسط نیز کتیبه‌ای به نام محمد رضا امامی وجود دارد. شیوه معماری این مسجد به سبک معماری مساجد چهار ایوانی ایران است و در طی سال‌ها گنبد آن چهار بار مورد مرمت قرار گرفته ‌است و نیز سبک معماری این بنا به شیوه آذری ذکر گردیده

بي ترديد یکی از مهم‌ ترين اثار باقي‌ مانده از دورة تيموري در ايران، مسجد گوهرشاد در مشهد است كه در جوار آرامگاه امام رضا (ع) واقع گرديده و ساختمان آن - بر اساس متن كتيبۀ ثلث اصلي ايوان جنوبي - در سال 821 هجري قمري به همّت گوهرشاد - زوجۀ شاهرخ تيموري - به اتمام رسيده ‌است. اين مسجد در طيّ قرون مختلف، متحمّل خرابي‌ هاي زيادي شده كه از جملة آن‌ها بمباران ارتش روس به سال 1330 هجري قمري است. با اين حال، هيأت اصلي بخش عمدة ساختماني آن نسبتاً محفوظ مانده

بناي مسجد گوهرشاد - كه به خاطر نام باني آن به اين نام خوانده ميشود - تقريباً 12 سال به‌ طول انجاميده و معمار اصلي بنا به احتمال قوي "استاد قوام‌الدّين شيرازي" يكي از پركارترين و چيره‌ دست‌ ترين معماران دورة تيموري بوده است

این مسجد به شكل چهار ايواني ساخته شده و در طرفين ايوان اصلي آن دو منارۀ كاشي ‌كاري جاي گرفته كه از لحاظ زيبايي و دقّت در كاشي‌ كاري داراي اهميّت خاصّي است. مناره‌هاي ضخيم و برج مانند ايوان - كه نقش كنترل فشار تاق را بر عهده دارند - توپر و به ضخامت 6 متر هستند و ارتفاع كلّي آن‌ها به 43 متر ميرسد. اين مناره‌ها (گلدسته‌ ها) از روي زمين شروع شده و چسبيده به ايوان مقصوره بالا ميروند. اهميّت فوق‌العادة اين مسجد، كه به اين جهت نيز آن را يكي از زيباترين آثار معماري دنيا محسوب داشته ‌اند، به‌خاطر كاشي‌ كاري و كتيبه‌ هاي آن است. قسمتي از كتيبه‌ ها به خطّ بايسنقرميرزا شاهزادة تيموري و قسمت ديگر كه در دورة صفوي نوشته شده به خطّ محمّد رضا امامي هنرمند معروف آن زمان میباشد. آن‌ چه بر شكوه اين مسجد مي‌افزايد و بيننده را مسحور ميكند، گنبد پيازي شكل و سبزرنگ آن بوده كه با نقوشي زرد رنگ مزيّن گرديده است. كتيبة تاريخي مسجد كه از كاشي است، با حروف درشت سفيد بر زمينه‌‌ اي آبي، جلوه ديگري است كه بر زيبايي اين مسجد افزوده و از نظر تاريخي حايز اهميّت بسيار ميباشد

 

 

شیراز - مجموعه زندیه

مجموعه بناهای زندیه که شامل؛ بازار، حمام و مسجد وکیل شیراز میباشد، به شرح زیر است

بازار وکیل

مجموعه بازار وکیل مربوط به دوره زند است و در شیراز، بعد ازمیدان شهرداری، نزدیک ارگ کریم خان واقع شده. این اثر در تاریخ ۱۷ تیر ۱۳۵۱ با شمارهٔ ثبت ۹۲۴ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است

بازار وکیل شهر شیراز یکی از مشهورترین بازارهای سنتی و تاریخی ایران است که به فرمان کریم خان زند (۱۱۷۲ - ۱۱۹۳ ه.ق) ساخته شده و اکنون در مرکز شهر شیراز (شرق میدان شهدا) قرار گرفته‌ است. مسجد و حمام تاریخی وکیل نیز در کنار این بازار قرار دارند

بازار طویل خوش طرحی که از بهترین آثار کریم خان زند است و هنوز تقریباً سالم و پابرجای در شیراز باقیمانده، بنام «بازار وکیل» مشهور است و تصور میرود شهریار زند پس از ملاحظه بازار قدیمی لار (از آثار زمان شاه عباس کبیر) طرح آنرا در شیراز ریخته‌ است. تمام کارهای بازرگانی، خرید و فروش کالاهای داخلی و خارجی و مبادلات پایاپای، صدور یا دریافت حوالجات و صرافیها همگی در حجره‌های این بازار انجام می‌گرفته و در واقع بازار وکیل مانند قلب واقعی شیراز بوده و تمام امور بازرگانی در آنجا به جریان میافتاده ‌است

بازار وکیل تشکیلاتی داشته که بازرگانان می‌توانستند با اطمینان کامل کالاهای خود را در آن به امانت بسپارند و در موقع لازم از آن استفاده نمایند

فرصت‌الدوله شیرازی در آثار عجم درباره این بازار چنین می‌نویسد: این بازار از نزدیکی دروازه اصفهان تا مدخل بازارهای قدیم امتداد دارد و مشتمل بر حجره‌هائی با سکوی پهن در طرفین و ۷۴ دهانه طاقهای بلند و خوش تناسب بوده‌ است و چهار سوق بلندی در میان آن قرار داشته که بازارهای فرعی و غربی و شرقی آنرا قطع مینموده ‌است. بازار وکیل یکی از بازارهای مرحوم کریم خان وکیل است قریب به مسجد وکیل چهار بازار از آجر و گچ ساخته شالوده‌های آن از سنگ‌های کلان قرار داده و در وسط چهار بازار چهارسوئی است که سقفش بسیار بلند و طرازش دلپسند است. کمتر بازاری در ایران بدین اسلوب و بنیان دیده می‌شود. یک بازار بزرگ تا برسد به چهارسوی مذکور چهل و یک طاق است، آنرا بازار بزازان گویند از هر گونه اقشمه و امتعه دارد. سمار و بلورفروش و خیاط و غغیره نیز در آن هست. بازار دیگر چهل و شش طاق است آنرا بازار کلاهدوزان نامند از کلاهدروز و اصناف دیگر دارد مع بسیاری از صرافان. بازار دیگر ده طاق است در آن تمام سراج و ترکش‌دوزاند در وسط بازار اول که بازار بزازان باشد نیز بازاری است یازده طاق در آن جماعت شمشیرگرانند. درب این بازار منتهی میشود بدرب مسجد وکیل. بازار وکیل در هنگام امتداد خیابان زند از طرف شهرداری شکافته شده بطوریکه امروز خیابان زند عمود بر آن و از نزدیک چهار سوق بازار می‌گذرد

معماری

معماری این بنا بر گرفته از بازار قیصریه لار و همچون بازارچه بلند اصفهان ساخته شاه عباس کبیر است اما عرض بازار وکیل بیش از سایر بازارهاست. همچنین ۷۴ دهانه طاق ضربی بازار با ارتفاع بیش از ۱۱ متر مرتفع تر از طاق سایر بازارهاست که البته هم اینک به علت خاکریزی کف بازار، ارتفاع طاق‌ها به ده متر تقلیل یافته ‌است

این بازار که از نظرمعماری دارای سه فضای عبور و مرور (فضایی برای گذر مشتریان)، حریم مغازه (به ارتفاع تقریبی ۲ پله بالاتر از سطح زمین)، فضای مغازه (محل فروش) است. دارای پنج در بزرگ است که در چهار سوی آن قرار گرفته اند. هم چنین شامل دو رشته شمالی - جنوبی و شرقی - غربی است که چون صلیبی یکدیگر را قطع کرده‌ اند. در تقاطع این دو رشته چهار سوق قرار گرفته‌ که بر روی یک هشتی قرار دارد. این چهار سوق دارای طاق بزرگ ضربی محکمی است و در پای طاق نیز چند ترنج آجرکاری شده ‌است

در هشتی نیز مغازه‌هایی چهارگوش در دو طبقه وجود دارد. ضلع شمالی - جنوبی بازار از دروازه اصفهان شروع میشود و تا کوچه جنوبی سرای مشیر ادامه مییابد. در دو طرف این راسته هر قسمت ۴۱ جفت (۸۲ باب) مغازه وجود دارد که در جلو هر یک سکویی از قطعات سنگی بزرگ که بر روی آن، ترنج ‌هایی برجسته حجاری شده‌ است. در این بازار برای مصونیت از رطوبت، مغازه‌ها را در حدود یک متر فراتر از سطح زمین ساخته‌ اند. مغازه‌ها اغلب دارای پستو بوده و در دو طبقه طراحی شده ‌اند

در شمال شرقی این راسته، چند کاروانسرای قدیمی به نام‌های روغنی، گمرک و احمدی ساخته شده ‌که در ورودی آنها در درون بازار است. هر یک از این کاروانسراها دارای چندین حجره میباشند. راسته شمالی - جنوبی را بازار بزازان نیز نامیده‌اند. در سال ۱۳۱۵ به علت گسترش خیابان زند ۱۱ حجره از حجره‌های این ضلع از بین رفته‌ است و ضلع شرقی - غربی نیز دارای دو بخش است

قسمت شرقی چهار سوق که آن را بازار علاقه بندان مینامند. این بخش دارای ۱۹ جفت مغازه ‌است که هم اینک مرکز فرش است و مغازه‌های عطاری نیز در این قسمت یافت میشود

قسمت غربی چهارسوق که آن را بازار ترکش دوزها مینامند و دارای ۱۰ جفت مغازه بوده که هم اینک مرکز فروش فرش‌های ایرانی ست

در ضلع جنوبی چهارسوق در موازات با بازار ترکش دوزها، بازار دیگری قرار دارد که مدخل آن در جلو سر در مسجد وکیل است و به بازار شمشیرگرها معروف است. این بازار نیز دارای ۱۱ جفت مغازه‌ است

در زیر چهار سوق، حوض بزرگی از سنگ مرمر قرار دارد که آب آن از مجرایی که از زیر بازار ترکش دوزها میگذشته، تأمین میشده‌ است. این مجرا به صورت طاق ضربی و از آجر و ساروج ساخته شده‌ است و هم اینک نیز وجود دارد اما حوض مریری به علت بالا آمدن کف بازار، از بین رفته. سیستم تهویه هوا به علت ارتفاع زیاد سقف طاق و تویزه‌ای بازار کامل بوده. این امر به وسیله بادگیرهایی ساده انجام میگرفته همچنین دریچه‌ها و روزنه‌هایی به نام جامخانه یا هورنور در زیر سقف تعبیه شده بوده که هوا و نور کافی را به بازار میرسانند اما هم اینک پس از مرمت، این روزنه‌ها بسته شده‌ اند. امروزه در بالای مغازه‌ ها مشبک‌ هایی جهت تهویه هوا و روشنایی وجود دارد

حمام وکیل

حمام وکیل در دوره زندیه توسط کریم خان زند ساخته شد. این حمام در مرکز شهر شیراز و نزدیک دیگر بناهای دوره زندیه همچون بازار وکیل و مسجد وکیل قرار دارد. از قسمت‌های جالب توجه این حمام قسمتی بنام شاه نشین است که مخصوص استفاده شاه بوده.‌ این بنا با شماره ۹۱۷ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است

حمام وکیل در غرب مسجد وکیل ساخته شده ‌است. این حمام بزرگ از پیشرفته ‌ترین اصول معماری زمان خود برخوردار بوده ‌است. برای مثال، ورودی حمام کوچک است و با شیبی ملایم به هشتی ورودی که پایین تر از سطح زمین قرار دارد میرسد. ورودی به رختکن، زاویه دار ساخته شده و همه این ملاحظات برای این بوده که از ورود سرما به داخل و از خروج گرما به خارج از حمام جلوگیری شود

سربینه حمام یک هشت ضلعی منظم است که هشت ستون یک پارچه سنگی در وسط سقفی گنبدی قرار گرفته ‌اند. گرم خانه با سنگ فرش پوشیده شده‌ اما جالب توجه این که در زیر این سنگ فرش دالان‌های کم عرض و باریکی ساخته شده که هوای گرم و بخار آب در آن جریان مییافته‌ است تا کف حمام زودتر گرم شود. در جنوب گرم خانه، خزینه قرار دارد که دو دیگ بزرگ برای گرم کردن آب داشته. در دو طرف محوطه گرم خانه دو شاه نشین و در دو طرف خزینه دو حاکم نشین ساخته گشته ‌است. در وسط هر حاکم نشین نیز حوضی از سنگ مرمر دیده میشود

در زیر گنبد نقوش آهک بری زیبایی است که داستان‌های آنها از مذهب، سنت، علائق و رویاهای مردم این دیار سرچشمه میگیرد

مسجد وکیل

مسجد وکیل شیراز در مجموعه بناهای زندیه، در کنار بازار و حمام وکیل در مرکز این شهر قرار دارد. این بنا یکی از بناهای زیبا و بسیار مستحکم دوره زندیه میباشد که از لحاظ هنری و معماری دارای اهمیت زیادی است، این مسجد بدستور کریم خان زند ساخته شده ودارای طرح دو ایوانی بوده و دو شبستان جنوبی و شرقی دارد. شبستان جنوبی با ستون‌های سنگی یکپارچه و مارپیچ از شاخصه‌های معماری ایرانی واز مناطق دیدنی این مسجد است که دارای ۴۸ ستون سنگی یکپارچه میباشد

مساحت این شبستان در حدود ۵ هزار متر مربع است و منبر چهارده پله ‌ای یکپارچه از سنگ مرمر از زیبائیهای قسمت شبستان میباشد. گویند به فرمان کریم خان این سنگ از مراغه به شیراز آورده شد. در سمت شمال مسجد طاق بلند و مهمی ساخته شده که به طاق مروارید معروف است و در دور این طاق با قلم درشت و خط ثلث عالی یکی از سوره‌های قرآن به صورت هلالی نوشته شده‌ است

این مسجد بر طبق بافت معماری سنتی این مرز و بوم در یک مجموعه اجتماعی قرار گرفته و هماهنگی زیبایی را در پیوند دین و دنیا، بوجود آورده‌ است. کاشی کاری صحن و ایوان‌های شمالی و جنوبی نیز بسیار زیبا و از انواع هفت رنگ و معرق میباشد

مسجد وکیل در سفرنامه به سوی اصفهان اثر پیرلوتی این گونه معرفی شده : "امروز خوشبختانه موفق شدم وارد مسجد کریم خان شوم؛ بی شبهه اگر مدتی در این جا بمانم به همه محل ‌هایی که دخول به آنها اکنون به طور کامل برایم ممنوع است، وارد میشوم. مردم این شهر نسبت به من بسیار ملایم و مهربانند. خطوط و نقوش معماری مسجد، ساده و بی آلایش است، ولی در همه جا، میناکاری و رنگ‌های سبز و قرمز دیده میشود و این تجمل به حد افراط رسیده‌ است. هیچ قسمتی از دیوار را نمی‌توان یافت که به دقت میناکاری نشده باشد. اکنون در کاخی لاجوردین و فیروزه فام هستیم

بنای مسجد وکیل در پروژه مستند زندیه به طور کاملا دقیق و با جزییات کامل به شکل سه بعدی شبیه سازی گردیده است

 

 

 

شیراز - مسجد نصیرالملک

مسجد نصیرالملک از مساجد شیراز است که در محله گود عربان و خیابان لطفعلی خان زند و در نزدیکی مسجد شاه چراغ مشهور قرار دارد. این مسجد که از بناهای دوران قاجار است در سال ۱۲۹۳ قمری توسط حسنعلی نصیرالملک ساخته شد. مدت ساخت آن حدود ۱۲ سال و از سال ۱۲۹۳ تا ۱۳۰۵ شمسی به طول انجامیده است

مرمت، حفظ و نگهداری این بنای باشکوه و ارزشمند با رعایت استانداردهای بین ‌المللی مرمت آثار تاریخی از سالها پیش آغاز شده

این مسجد دارای حیاط وسیع است که حوض بزرگ در وسط آن میباشد. درهای ورودی این مسجد، دو در بزرگ چوبی است که در بالای آن بر روی سنگ مرمر شعری از شوریده شیرازی به مناسبت سازنده مسجد و سال اتمام آن نوشته شده است. در سمت شمال حیاط طاق مروارید، در سمت شرق شبستان با هفت ستون سنگی، در سمت جنوب دو گلدسته زیبا و در سمت غرب شبستان اصلی قرار دارد که دارای دریچه‌ هایی با شیشه های رنگی است

مسجد نصیر الملک از نظر کاشیکاری و مقرنس کاری از زیباترین مساجد ایران است. مسجد دارای صحن وسیعی میباشد که در سمت شمال آن قرار دارد. در ورودی دارای طاق نمایی بزرگ است٬ که سقف آن با کاشی‌های رنگارنگ مزین گشته. مسجد دارای دو شبستان شرقی و غربی میباشد که شبستان غربی پوشش آجری داشته و بیشتر روی آن کار شده و زیباتر است٬ طاق این شبستان روی ستون‌ها سنگی و با طرح مارپیچ روی آن در دو ردیف شش تایی و به تعداد ۱۲ عدد به نیت ۱۲ امام قرار گرفته است

این شبستان دارای ۷ درگاه بوده که آن را با ۷ در چوبی با شیشه‌ های رنگارنگ به صحن مسجد مرتبط میکند

سنگتراشی و تزیین این شبستان الهام گرفته شده از مسجد وکیل شیراز است. طاق و دیوارهای این شبستان با کاشی کاری‌های زیبا تزیین شده است. کف آن با کاشی‌های فیروزه‌ای و سقف آن با نقش گل و بوته و آیات قرآنی مزین گشته. این شبستان در واقع شبستان تابستانه محسوب میشود

مسجد دارای دو ایوان شمالی و جنوبی است که شبیه هم نیستند و ایوان شمالی زیباتر از ایوان جنوبی است. ایوان شمالی دارای ۳ نیم طاق در ۳ طرف است و از سمت چهارم به صحن راه دارد. این ایوان داری ۴ غرفه است و سقف میانی آن با مقرنس کاری و کاسه سازی پنج کاسه مزین شده است. ایوان جنوبی نیز دارای ۲ گلدسته و در حیاط آن نیز حوضی مستطیل شکل و سنگی با فواره وجود دارد

در سمت شمالی مسجد طاق نمایی به نام طاق مروارید وجود دارد که تمام سقف داخل و بیرون آن کاشی کاری رنگارنگ شده است و روی آن آیات قرآنی نوشته شده و در دو طرف این طاق‌ نما ۲ طاق کوچکتر نیز وجود دارد

در سمت جنوب نیز طاقی وجود دارد که ارتفاعش کمتر از طاق مروارید است و تمام سطح بیرونی و داخلی آن کاشی کاری شده و سقف آن نیز مانند طاق شمالی مقرنس کاری گشته و روی آن نیز دو گلدسته وجود دارد که در ورودی این دو گلدسته دو طاق نمای کوچکتر در دو طرف طاق اصلی وجود دارد

 

شبستان شرقی که به زیبایی شبستان غربی نیست و شبستان زمستانه به حساب میآید٬ دارای هفت ستون بدون طرح و ساده است و در یک ردیف در وسط قرار گرفته‌ اند. در جلوی شبستان شرقی٬ ایوانی قرار گرفته که با هشت طاق نما از حیاط مجزا گشته است. در ان شبستان دری وجود دارد که به یک چاه آب گشوده میشود همچنین در این مکان یک حوضچه و یک دالان نیز موجود است. هر دو شبستان بر خلاف معمول به خاطر جهت گیری ساختمان قبله در امتداد محور قبله واقع شده اند. در دالان شمالی سنگ نوشته‌ای وجود داشته که شعر زیر بر روی آن حک شده است

غرض نقشی است کز ما باز ماند

که هستی را نمیبینم بقایی

مگر صاحبدلی روزی به رحمت کند

در حق استادان دعایی

شیراز - باغ چهل تن

در مسافتى کوتاه از شمال حافظيه، محوطه‌ اى مشجر و باصفا وجود دارد که داراى چهل سنگ مزار هم ‌‌اندازه است. باغ چهل‌ تن یکی از باغ ‌های تاریخی و مشهور شهر شیراز میباشد. قدمت اين باغ به عهد کريم‌ خان زند میرسد و گورهاى داخل محوطهٔ باغ نيز به نيمهٔ دوم قرن ۱۳ هجرى مربوط است

این باغ که در دورهٔ زندیه احداث گشته؛ به دلیل وجود چهل گور تاریخی را در آن؛ اکنون به نام باغ چهل ‌تن معروف است

شیراز - نقش برجسته بهرام

در مسیر جاده ی نورآباد - کازرون در فاصله ی نه کیلومتری در سمت راست جاده در پایین کوه در محوطه ی با صفایی که سراب بهرام نامیده می شود؛ نقش برجسته ای را به دارازای ۸۵/۳ متر و بلندی ۹۰/۲ متر بر سینه ی کوه حجاری نموده اند. در اين نقش، بهرام دوم (سده 5 ميلادي) در وسط و در دو سوی او، چهار اشراف زاده ساسانی نشان داده شده است

این اثر در تاریخ ۱۰ آذر ۱۳۵۴ با شمارهٔ ثبت ۹۳۷ به‌ عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده

شیراز - باغ ارم

باغ ارم شیراز به طور مسلم از دوره سلجوقیان و در تمام دوره آل اینجو و آل مظفر و گوركانیان وجود داشته و با توجه به اینكه سیستم فئودالی به طور كامل بر جامعه آن دوره حاكم بوده بدون تردید بانیان و صاحبان باغ ارم كه باغی ارزشمند بوده، در آن زمان حكام وقت بوده‌اند. ‌احتمال می‌رود اتابك قراچه كه از طرف سنجر سلجوقی به حكومت فارس منصوب بوده دستور احداث این باغ را داده باشد

بعد از وی تا جلوس شاه شیخ ابواسحاق اینجو كه احتمالاً باغ ارم را در تصدی داشت، اطلاعی از نحوه مالكیت این باغ در دست نیست. شاه شیخ ابواسحاق اینجو در سال 742 ه.ق جلوس نموده و در سال 757 ه.ق كشته شد. پس از انقراض سلسله آل اینجو به وسیله آل مظفر، احتمالاً باغ ارم به مالكیت سلاطین آل مظفر در آمده و در عهد شاه منصور آخرین پادشاه این خاندان كه به دست گوركانیان كشته شد، باغ در نهایت آبادانی و شكوه بوده است. از عصر صفویه به بعد، باغ ارم در نوشته‌های جهانگردان، آباد و باشكوه توصیف شده است. در عهد كریم خان زند احتمالاً باغ ارم در مالكیت سران سلسله زندیه بوده و مانند سایر ابنیه و باغ های شیراز مرمت گردیده است

از اواخر دوره زندیه تقریباً بیش از هفتاد و پنج سال باغ ارم در تصاحب سران ایل قشقایی بود. خاندان جانی خان قشقایی كه از دوره فتحعلی شاه قاجار با سمت ایلخانی و ایل بیگی بر ایل قشقایی فرمانروایی می‌كردند، مدت مدیدی این باغ را در اختیار داشته و از آنجا به عنوان مقر فرمانفرمایی خود در شهر شیراز استفاده می‌كرده‌اند. نخستین ایلخان این خاندان یعنی جانی خان و پسرش محمد قلی خان عمارتی باشكوه در این باغ بنا نهادند. در اوایل دوره قاجاریه بعضی از سران ایل قشقایی كه مالكین سابق باغ ارم بوده‌اند در گوشه‌ای از این باغ به خاك سپرده شده‌اند كه در حال حاضر نشانی از این قبور در دست نیست. ساختمان عمارت این باغ در دوره ناصرالدین شاه قاجار هنوز مرغوب و قابل توجه بوده است. در دوره سلطنت ناصرالدین شاه، حاج نصیرالملك شیرازی باغ را از خاندان ایلخانی خریداری نموده و ساختمان فعلی موجود در باغ را به جای عمارت ایلخانی بنا نمود ولی احتمالاً اساس ساختمان قبلی را حفظ كرده است. پس از درگذشت حاج نصیرالملك در سال 1311 ه.ق تزئینات بنا و بعضی قسمت های ناتمام به وسیله ابوالقاسم خان نصیرالملك، مالك این باغ اتمام یافته است

در آن زمان توصیفی توسط فرصت‌الدوله شیرازی راجع به این باغ داده شده كه به شرح زیر می‌باشد: "... بستانی است بی مثال و گلشنی است بهشت تمثال ...، سروهایش سر به افلاك كشیده، عماراتی دارد شاهانه مشتمل بر تالاری كه به واسطه دو ستون قوی پیكر برپاست و ارسی‌ها، گوشواره‌ها و اتاق ها و رواق های دیگر را از فوقانی و تحتانی داراست. آبشارهای متعدده از هر جانب آن روان است و سبزه‌های اطراف جویش چون خط بر گرد عارض نوش لبان. بنای اول آن را محمد قلی خان ایلخانی نهاده سپس مرحوم حاجی نصیرالملك خریده و حكم به بنیاد عمارات مذكور داده. حاجی محمد حسن معمار... آن بنا را برآورده باغی دیگر برآن افزوده‌اند. آن نیز هوایش معطر است...، خلوتی دیگر دارد كه نارنجستانش نام نهاده‌اند. باربند و كوشكی هم برای آن قرار داده‌اند

دونالد ویلبر درباره باغ ارم شیراز چنین نگاشته است: "... برای مدت لااقل 75 سال این عمارت در تصاحب خان‌ها و یا سران قبیله قشقایی بود. همین ساختمان هسته مركزی باغ به شمار می‌رود. در این موقع دیواری در وسط باغ احداث كردند و بدین ترتیب باغ به دو قسمت تقسیم گردید. باغ ارم محبوبیت فراوان خود را مدیون درختان مركبات و خیابان طویلی است كه در دو طرف آن سروهای باشكوه غرس گردیده و ساختمان جالب توجهی كه شاهد مهمان ‌نوازی بی دریغ ایل قشقایی بوده است. هرچند سال یك بار مقداری از درختان مركبات بر اثر سرمای سخت از بین می‌روند درحالی كه سروها در عرض پنجاه سال اخیر همچنان جذابیت خود را حفظ كرده‌اند ... ." در تهیه طرح باغ، محور طولانی آن مشخص گردیده است. امروز كوشك اصلی، هسته مركزی این باغ و جالب‌توجه ‌ترین جنبه آن را تشكیل می‌دهد. اطاق های طبقه زیرین تقریباً زیرزمین است و تالار مركزی آن را برای استراحت در روزهای گرم تابستان در نظر گرفته‌اند. نهر آب مستقیماً از این تالار می ‌گذرد و در سر راه خود قبل از اینكه به حوض بزرگی فرو ریزد استخر را پر می‌كند. دیوارها و كف این تالار از كاشی‌های رنگین پوشیده شده است. پلكانی این طبقه را به طبقه بالاتر و به راهروهایی كه به تالار بزرگ منتهی می‌گردد متصل می‌سازد. منظره جنوبی آن همان ادامه محور اصلی است و از طرف شمال چشم انداز آن را تپه‌هایی تشكیل می‌دهد كه در حاشیه رودخانه قرار گرفته است. در این محل نیز مانند بسیاری دیگر از ساختمان های شیراز كاشی های براق و سنگ های تراش میراث قدیم را از نو رواج می‌دهد. این قسمت سه گوش (سنتوری) منظره‌ای را متعلق به دوره ساسانیان كه با كاشی های رنگی زینت ‌شده نشان می ‌دهد درحالی كه در طبقه‌ای كه هم‌سطح زمین ساخته شده تخته سنگ های آهكی نسخه‌های تحریف شده‌ای است از نقوش برجسته دوره هخامنشیان كه در تخت جمشید دیده می‌شود. در سراسر این ناحیه وسیع بوته گل سرخ كمتر دیده می‌شود و به جای آن در گلخانه كه داخل آن را با چوب به طرز پلكانی ترتیب داده‌اند انواع گلها را در گلدان نگاهداری می‌كنند تا آنها را در نقاط اصلی در داخل كوشك و خارج آن قرار دهند

باغ ارم پس از فوت ابوالقاسم خان نصیرالملك به فرزندش رسید و پس از چندی به یكی از سران ایل قشقایی فروخته شد. سپس به تصرف دولت درآمد و به دانشگاه شیراز واگذار شد. دانشگاه شیراز مدتها به عنوان كاخ پذیرایی از آنجا استفاده می ‌نمود. در سال های 1350_1345ه.ش این باغ با اعتبار واگذاری از طرف سازمان برنامه و بودجه و زیر نظر مسئولین وقت دانشگاه، تعمیر اساسی شده و زمین وسیعی نیز در حاشیه بلوار ارم و بلوار آسیاب سه‌ تایی به آن افزوده شده است. امروزه باغ ارم همچنان در اختیار دانشگاه شیراز می‌باشد و در حقیقت به تمام مردم تعلق دارد

  

شیراز - باغ تخت

باغ تخت یکی از آثار تاریخی شهر شیراز میباشد که در ارتفاعات شمالی شهر و در دامنهٔ «کوه باباکوهی» واقع شده‌ است و در یکی از پادگان‌های نظامی شیراز قرار گرفته. باغ تخت بوسیلهٔ «اتابک قراچه» در سال ۴۸۰ هجری احداث و به «تخت قراچه» معروف گشت. در سال ۱۲۶۰ هجری و همزمان با سلطنت آقا محمدخان قاجار، این باغ گسترده‌ تر گردید و عمارت جدیدی در آن بنا شد که «تخت قاجار» نام گرفت. این مکان از شمال با بلوار جمهوری، از جنوب با بلوار آزادی، از سمت شرق با خیابان جدید قرآن و از غرب بوسیله فلکه گاز محصور گردیده است

این باغ با قريب هزار سال سابقه، در اواسط عهد قاجاريان، بسيار باشکوه بود. اين باغ شاهي چون اريکه اي بر بالاي شهر نشسته بود. سه عرصه «باغ استخر» و «باغ مطبق» و «باغ خلوت» در حکم مقدمه و ميانه و موخره آن بودند. از يک نظر، «باغ خلوت» معتبرترين عرصه بود، اما از نظر ديگر سه عرصبه باغ رقيب هم بودند. باغ تخت، چون باغ هاي پي در پي ايراني، مضمون «عالم اندر عالم» را ظاهر ميکرد، ليکن سه عرصه اش نشسته بود، «شاه نشين»، که ميان «باغ خلوت» و «باغ مطبق» نشسته بود، ناظر به همه جا بود و در ترکيب با «باغ مطبق» ساختماني بزرگ و پله پله مي نمود که همه بستر را تملک مي کرد. ايوان دو رويه آن گويي «عالم صغير» همه باغ بود. «باغ مطبق» با هفت سکو هفت خاني با معاني بسيار برپا کرد. «باغ مطبق» فرد را به بالا و پايين و يمين و يسار مي کشاند تا تنوع بي مانندي از چشم اندازها را ببيند. «کلاه فرنگي» ها جلوه ديگري از تنوع مناظر و نيم رخ باغ را عرضه مي کردند. پرداخت «باغ مطبق»، با لطايف گوناگون و مخالف خواني هاي شيرين، طرحي در پيوند با انديشه کلي آن بود. «باغ مطبق» به همراه دو عرصه ديگر باغ پر از درس طراحي معماري و طراحي فضاي باز بود

شیراز - ارگ کریم خانی

ارگ کریم خان در مرکز شهر شیراز قرار دارد. این ارگ در دوره سلطنت سلسله زندیه ساخته شده و پس از اینکه کریم خان زند، شیراز را به عنوان پایتخت خود و این مکان را به‌ عنوان مکان زندگی خود انتخاب کرد، به ارگ کریم خان معروف شد. در زمان سلطنت سلسله پهلوی از ارگ به‌ عنوان زندان استفاده میشد که آسیب‌هایی به آن وارد آورده ‌است اما در سال ۱۳۵۰ این ارگ به اداره فرهنگ و هنر وقت واگذار شد. این بنای بزرگ اکنون زیر نظر سازمان میراث فرهنگی جمهوری اسلامی ایران اداره میشود و از چند سال پیش کار مرمت آن آغاز شده‌ که به عنوان موزه بزرگ فارس مورد استفاده قرار گیرد

تاریخچه

ساخت ارگ بین سالهای ۱۷۶۶ و ۱۷۶۷ میلادی انجام شد و کریم خان بهترین معماران زمان خود را جهت ساخت آن بکار گرفت. او همچنین بهترین مصالح را از داخل و خارج کشور تهیه و ساخت بنا را به‌ سرعت تمام کرد. این بنا در دوره زندیه به‌ عنوان محل استقرار حکومت و در دوره قاجاریه به‌ عنوان محل زندگی فرمانداران محلی استفاده میشد. عبدالحسین میرزا فرمانفرما حکمران فارس، دستور به بازسازی مینیاتورهای نقاشی شده در این بنا داد

طراحی بنا

بنای ارگ ترکیبی از دو معماری مسکونی و نظامی است. بخش درونی ارگ با ایوان‌ها و اتاق‌های نقاشی شده، آبنماها و باغچه‌ها از ظرافت خاصی برخوردار است. سه ضلع شمال، جنوب و غرب هر یک دارای یک ایوان و شش اتاق مسکونی در دو طرف آن است. ضلع شرقی شامل حمام خصوصی و برخی امکانات خدماتی است. برج و باروی چهارگانه به انضمام خندقی که سابقاً دور آن حفر شده بود نیز نقش دفاعی بنا را بر عهده داشته‌ اند. ضخامت دیوارها در پایه ۳ متر و در بالا تا ۸/۲ متر میرسد. ارتفاع برجها نیز ۱۵ متر میباشد و از آجر ساخته شده‌اند

يكي از برج‌هاي چهارگانه اين ارگ مانند برج پيزا كج شده بوده و به اين خاطر يكي از جاذبه‌هاي گردشگري شيراز به حساب ميآمد

شیراز - آرامگاه سعدی

آرامگاه سعدی معروف به سعدیه محل زندگی و دفن سعدی، شاعر برجستهٔ پارسی‌ گوی است. این آرامگاه در انتهای خیابان بوستان و کنار باغ دلگشا، در دامنه کوه در شمال شرق شیراز قرار دارد. در اطراف مقبره، قبور زیادی از بزرگان دین وجود داشته که بنا به وصیت خود، در آنجا مدفون شده‌اند؛ از جمله مهمترین‌ آن میتوان شوریده شیرازی را نام برد که آرامگاهش به وسیله رواقی به آرامگاه سعدی متصل گشته. آرامگاه شیخ مشرف الدین بن مصلح الدین سعدی شیرازی در تاریخ ۲۰ آبان ۱۳۵۳ به شماره ثبت  ۱۰۱۰٫۳ در انجمن آثار ملی به ثبت رسیده ‌است

لغت‌نامه دهخدا به نقل از فرهنگ‌ برهان قاطع نام موضعی که شیخ سعدی در آنجا آرمیده را «گازرگاه» نامیده و به نقل از فرهنگ‌ آنندراج گازرگاه را حد شیراز نزدیک به مرقد شیخ مصلح ‌الدین سعدی شیرازی دانسته است

سکه‌های پانصد ریالی برنزی جمهوری اسلامی ایران از سال ۱۳۸۷ خورشیدی به نقش آرامگاه سعدی مزین شده‌ است

تاریخچه

این مکان در ابتدا خانقاه سعدی بوده که وی اواخر عمرش را در آنجا میگذرانده و سپس در همانجا دفن شده‌ است. برای اولین بار در قرن هفتم توسط خواجه شمس الدین محمد صاحب دیوانی وزیر معروف آباقاخان، مقبره‌ای بر فراز قبر سعدی ساخته شد. در سال ۹۹۸ به حکم یعقوب ذوالقدر، حکمران فارس، خانقاه شیخ ویران گردید و اثری از آن باقی نماند. در سال ۱۱۸۷ ه. ق. به دستور کریم خان زند، بنایی معروف به عمارتی ملوکانه از گچ و آجر بر بالای مزار سعدی بنا گردید که طبقه پایین دارای راهرویی بود که پلکان طبقه دوم از آنجا شروع میشد. در دو طرف راهرو دو اطاق کرسی دار ساخته شده بود به صورتی که در اطاقی که سمت شرق راهرو بود، قبر سعدی قرار داشت و معجری چوبی آن را احاطه کرده بود و قسمت غربی راهرو نیز موازی قسمت شرقی، شامل دو اطاق میشد، که بعدها شوریده شیرازی (فصیح الملک) شاعر نابینای شیرازی در اطاق غربی این قسمت دفن شد. طبقه بالای ساختمان نیز مانند طبقه زیرین بود، با این تفاوت که بر روی اطاق شرقی که مزار سعدی در آنجا بود، به احترام شیخ اطاقی ساخته نشده بود و سقف آن به اندازه دو طبقه ارتفاع داشت. در دورهٔ قاجاریه (سال ۱۳۰۱) توسط فتحعلی خان، صاحب دیوان مرمت شد و چند سال بعد نیز حبیب الله خان قوام الملک دستور تعمیر و ترمیم قسمتی از بنا را صادر کرد، و تولیت آن به آخوند ملا زین العابدین شیرازی سپرده شد. بنایی که در زمان کریم خان ساخته شده بود تا سال ۱۳۲۷ ه. ش. برپا بود. در سال ۱۳۲۹ به کوشش علی اصغر حکمت و توسط انجمن آثار ملی ایران، بنای کنونی به جای ساختمان قدیمی ساخته شد و مراسم افتتاح رسمی آن در اردیبهشت ماه ۱۳۳۱ برگزار گردید. که این بنا با اقتباس از کاخ چهل ستون و تلفیقی از معماری قدیم و جدید ایرانی توسط محسن فروغی ساخته شده است

مشخصات مجموعه

ساختمان به سبک ایرانی است با ۸ ستون از سنگ ‌های قهوه‌ای رنگ که در جلوی مقبره قرار دارند و اصل بنا با سنگ سفید و کاشی کاری مزین است. بنای آرامگاه از بیرون به شکل مکعبی است اما در داخل هشت ضلعی میباشد با دیوارهایی از جنس مرمر و گنبدی لاجوردی. زیربنای اصلی آرامگاه حدود ۲۵۷ متر مربع بوده و ساختمان اصلی آرامگاه شامل دو ایوان عمود بر هم میباشد که قبر شیخ در زاویه این دو ایوان قرار گرفته. بر روی آرامگاه نیز گنبدی از کاشی‌ های فیروزه‌ای رنگ ساخته شده‌ است. سنگ‌های پایه‌های بنا، سیاه رنگ بوده و ستون‌ها و جلوی ایوان از سنگ گرانتیت قرمز مخصوصی ساخته شده اند. نمای خارجی آرامگاه از سنگ تراورتن و نمای داخلی آن از سنگ مرمر است

سنگ قبر در وسط عمارتی هشت ضلعی قرار دارد و سقف آن با کاشی‌های فیروزه‌ای رنگ تزیین شده‌است. در هفت ضلع ساختمان، هفت کتیبه قرار دارد که از قسمت‌هایی از گلستان، بوستان، قصاید، بدایع و طیبات شیخ انتخاب گردیده و به خط «ابراهیم بوذری» نوشته شده‌ است. متن یک کتیبه دیگر از «علی اصغر حکمت» است که در مورد چگونگی ساخت بقعه توضیحاتی داده. بنا در سمت چپ به رواقی متصل میشود که در آن هفت طاق وجود داشته که با کف سازی سیاه رنگ به آرامگاه شوریده شیرازی پیوند میخورد. این آرامگاه در یک اتاق قرار دارد و کتیبه ‌ای بر سر در آن است که شاعر را معرفی میکند و شعری از خود شاعر بر کاشیهای سرمه‌ ای بر روی دیوار نوشته شده‌ است

قطعه‌هایی از کتیبهٔ سنگی مربوط به سر در آرامگاه که متعلق به زمان کریم خان زند بوده و در اثر سانحه ‌ای در گذشته‌ های دور شکسته شده، هم اکنون در درون آرامگاه محفوظ مانده ‌است. این قطعه ضمن خاکبرداری خیابان برای تعمیر آسفالت از دل خاک بیرون آمده ‌است. بر روی سنگ مذکور قسمتی از شعر سعدی به خط ثلث عالی نوشته شده با این مطلع

الهی به عزت که خوارم مکن

به ذل گنه شرمسارم مکن

ضلع غربی

در ضلع غربی، قصیده‌ای با مطلع زیر دیده می‌شود

خوش است عمر، دریغا که جاودانی نیست

پس اعتماد بر این چند روز فانی نیست

ضلع شرقی

در ضلع شمال شرقی ابیاتی از بوستان با این مطلع نوشته شده

الا ای که بر خاک ما بگذری

به خاک عزیزان که یاد آوری

ضلع جنوب شرقی

در ضلع جنوب شرقی، کتیبه‌ای دیگر از گلستان با این عبارت به چشم می‌خورد

یاد دارم که با کاروان همه شب رفته بودم

ضلع جنوب غربی

در ضلع جنوب غربی، غزلی از بدایع با این مطلع نوشته شده

ای صوفی سرگردان، در بند نکونامی

تا درد نیاشامی، زین درد نیارامی

ضلع شمال غربی

در ضلع شمال غربی ایوان (نزدیک آرامگاه شوریده شیرازی) دوازده بیت از قصیده‌ای با مطلع زیر به چشم می‌خورد

خاک من و توست که باد شمال

می‌ببرد سوی یمین و شمال

همچنین غزلی از طیبات به خط شاهزاده ابراهیم سلطان فرزند شاهرخ تیموری و با این مطلع حک شده‌ است

به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست

عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست

ضلع شرقی

در ضلع شرقی نیز دوازده بیت از قصیده‌ای به خط نستعلیق و با این مطلع دیده می‌شود

بسی صورت بگردیده‌است عالم

وز این صورت بگردد عاقبت هم

سنگ قبر

علی اکبرخان قوام الملک شیرازی، سنگ قبر کنونی را که سماق سرخ کم رنگی است، بر روی قبر شیخ نصب کرد و کتیبهٔ زیر را که از اشعار بوستان است، با خط نستعلیق عالی بر آن نگاشت

کل شی هالک و انت الباقی

کریم السجایا، جمیل الشیم

نبی البرایا، شفیع الامم

محوطه

در طرح جدید پس از خرید و تخریب خانه‌ های اطراف آرامگاه دارای محوطه ‌ای در حدود ۱۰۳۹۵ متر مربع شد. محوطهٔ باغ به سبک ایرانی گلکاری، درختکاری و باغچه بندی شده ‌است. در وسط حیاط دو حوض مستطیل شکل، با جهت شمالی - جنوبی در دو طرف محوطهٔ آرامگاه قرار دارد و حوض دیگری در جهت شرقی - غربی در مقابل ایوان اصلی بنا واقع شده‌

ورودی

ورودی مجموعه در راستای ورودی آرامگاه است که معمار آن آندره گدار فرانسوی است. بر روی درب ورودی سعدیه این بیت به چشم می‌خورد

ز خاک سعدی شیراز بوی عشق آید

هزار سال پس از مرگ او گرش بویی

حوض سکه

در جلوی رواق، حوضی قرار دارد که در آن سکه به نشان گرفتن حاجت میاندازند

قنات

در عمق ده متری صحن آرامگاه قناتی وجود دارد که آب آن دارای مواد گوگردی و جیوه میباشد، آب این قنات که در زیر زمین جریان داشته و به درون «حوض ماهی» میریزد

حوض ماهی

این حوض در سمت چپ آرامگاه واقع است و در داخل به شکل هشت ضلعی و زیربنایی در حدود ۳۰٫۲۵ مترمربع دارد و با ۲۸ پله به صحن آرامگاه وصل میشود، مشهور است که سعدی نزدیک زاویهٔ خود، حوضچه ‌هایی از سنگ مرمر ساخته بوده که آب در آن‌ها جریان داشته ‌است. شستشو در این آب، خصوصا در شب چهارشنبه سوری، جزء معتقدات مردم شیراز بوده‌ است. کاشی کاری‌های داخل حوض ماهی که به سبک عمده سلجوقی است، در سال ۱۳۷۲ توسط استاد کاشی کار «تیرانداز» طراحی شده و توسط میراث فرهنگی اجرا گردیده. بر فراز حوض ماهی یک نورگیر به شکل هشت ضلعی و دو نورگیر چهار ضلعی در طرفین آن قرار دارد. زیر زمین سعدیه امروزه به چایخانه سنتی تبدیل شده‌ است

دو ساختمان آجری در کنار حوض ماهی وجود دارد که مربوط به دفتر است و ساختمان دیگری که کتابخانهٔ عمومی سعدیه‌ میباشد و ساختمانی دیگر که سرویس بهداشتی در آن وجود دارد

شیراز - قصر ابونصر

قصر ابونصر یا تخت سلیمان به صورت بقایای بناها و یک حصار سنگی، دیوارهای آجری، ساختمان‌های خشتی و آستانه‌ های سنگی فروافتاده در شش کیلومتری شرق شیراز، بر بالای یک تپه دیده می‌شود.(لازم به ذکر است که قبلا در فاصله شش کیلومتری بوده است و الان جزء شهر شیراز حساب میشود.) بر اساس کاوش های انجام شده در این محل نمونه‌ های سفال و قطعات ظروف سنگی عهد هخامنشی را با سکه‌ها و آثاری دیگر از عهد سلوکی، اشکانی و ساسانی کشف کرده‌اند. بر پایه این کشفیات معلوم شد که در عهد اشکانیان بنایی محکم و محصور در آنجا احداث شده و در زمان ساسانیان هم مورد استفاده کامل بوده ‌است. امروزه به محلی که در نزدیکی این قصر بود و معروف به قصرابونصر بوده است شهرک امام حسین (ع) میگویند. افرادی که در این محل زندگی می کرده اند با فامیلی فراحی (در بعضی موارد با پسوند قصرابونصری) هستند

این محل با نام «تخت سلیمان» در تاریخ ۲۴ شهریور ۱۳۱۰ در فهرست آثار تاریخی ایران ثبت شده‌ است. این قلعه/شهر زمانی تجارت بسیار پر رونقی داشته و احتمالا یک شاهراه تجاری در جنوب ایران بوده ‌است. حتی چند سکه و مهر چینی و یونانی هم در مجموعهٔ کشفیات تخت ابونصر به چشم میخورد

تخت ابونصر در هنگام حمله اعراب به ایران و پیروزی به پدر پیروزی معروف شد. این قصر در نزدیکی برم دلک واقع شده و میتوان گفت که نام شهر شیراز برگرفته از نام قلعه‌ ای در اطراف شیراز کنونی در محل قصر ابونصر است. آنگونه که پیدا است در هنگام بنای شهر نام این قلعه بر شهر شیراز نهاده شده ‌است

یکی از کاوشگران مطرحی که مدتی روی قصر ابونصر کار میکرد، پرفسور ریچارد فرای بوده است

 

شیراز - قلعه کک ها

در شش کیلومتری شرق دشت رزم جاوید، دره ای به نام تنگ سام وجود دارد که قلعه کک ها یکی از آثار مهم باستانی آن است. قدمت این قلعه به سدهٔ ششم هجری میرسد و یکی از قلعه ‌های اسماعیلیه محسوب میگردد. این قلعه در 8 كیلومتری شمال روستای كوهستانی كلگه شیراز و در حصار تنگه های عنا و سه جك قرار دارد

شیراز - آرامگاه خواجوی کرمانی

آرامگاه خواجو در شمال شیراز، در دامنه کوه صبوی و در ابتدای جاده شیراز - اصفهان، در تنگ الله اکبر قرار گرفته ‌است. به علاوه قبر وی مشرف بر دروازه قرآن میباشد و آب چشمه معروف رکناباد نیز از کنار مقبره خواجو میگذرد. محل آرامگاه در محوطه ‌ای بدون سقف قرار داشته و در وسط صفه آن سنگ قبری است که بالای آن محدب و دارای برآمدگی میباشد. روی این سنگ کتیبه ‌ای که بیانگر قبر خواجو باشد وجود نداشته فقط بالای سنگ عبارت: کل من علیها فان و یبقی وجه ربک ذوالجلال و الاکرام به خط ثلث نوشته شده‌ است. در بالا و پایین قبر نیز دو ستون سنگی کوتاه قرار گرفته که طبق رسم آن زمان در بالا و پایین قبور عرفا و شعرا وجود داشته ‌است. در سال ۱۳۳۷ شمسی اداره باستان‌ شناسی فارس اقدام به ساخت یک اطاق در قسمت شمالی محوطه آرامگاه کرد نمود که در پیشانی این اطاق دو غزل از غزلیات خواجو به خط نستعلیق بر روی کاشی‌های آنجا نوشته شده ‌است با این مطلع

دوش می‌کردم سؤال از جان که آن جانانه کو؟

گفت: بگذر زان بت پیمان شکن پیمانه کو؟

و دیگر به مطلع

صبحدم دل را مقیم خلوت جان یافتم

از نسیم صبح بوی زلف جانان یافتم

هم اینک این اتاق تبدیل به فرهنگ سرای خواجو گردیده. کمی بالاتر از مقبره خواجو ۳ غار به چشم میخورد که یکی از آنها غاری است که محل عبادت و ریاضت زهاد و مشایخ بوده و خواجو نیز مدتی در آن جا به عبادت مشغول بوده ‌است. غار دیگر که در دهانه آن طاقی ضربی از نوع طاق کجاوه‌ای از سنگ و آجر زده شده، محل قبر خواجه عمادالدین محمود، وزیر معروف شاه شیخ ابواسحاق اینجو است. در کنار این غار نقش برجسته‌ای از جنگ رستم و شیر دیده میشود که به دستور حسینعلی میرزا فرمانفرمای فارس در سال ۱۲۱۸ ه.ق ساخته شده و در کنار آن نیز نقش برجسته ناتمامی از فتحعلی شاه قاجار و دو تن از پسرانش به چشم میخورد. در دو طرف این نقش برجسته، دو نیم ستون به سبک ستون‌های دوره زندیه در درون کوه کار شده‌ است. در سال ۱۳۷۰ به همت دانشکده ادبیات دانشگاه کرمان، کنگره بزرگداشت خواجو در کرمان برگزار شد و مراسم اختتامیه این کنگره در شیراز انجام گشت که با همین انگیزه به همت شهرداری شیراز و استانداری فارس، آرامگاه خواجو مرمت و بازسازی شده، که شامل بازسازی کف و بدنه و ایجاد یک سری دیواره‌های عمودی با مصالح سنگ است. هم چنین مجسمه ‌ای از سر و صورت خواجه که از سنگ تراشیده شده، در این مکان قرار گرفته ‌است. بنای آرامگاه خواجوی کرمانی به شماره ۹۱۶ در فهرست آثار تاریخی به ثبت رسید

شیراز - نقش رستم

نقش رستم نام مجموعه ‌ای باستانی در روستای زنگی‌ آباد واقع در شمال شهرستان مرودشت استان فارس ایران میباشد که در فاصلهٔ ۶ کیلومتری از تخت جمشید قرار دارد. این محوطهٔ باستانی یادمان‌ هایی از ایلامیان، هخامنشیان و ساسانیان را در خود جای داده و از حدود سال ۱۲۰۰ پیش از میلاد تا ۶۲۵ میلادی همواره مورد توجه بوده ‌است، زیرا آرامگاه چهار تن از پادشاهان هخامنشی، نقش برجسته‌ های متعددی از وقایع مهم دوران ساسانیان، بنای کعبه زرتشت و نقش‌ برجستهٔ ویران‌ شده‌ای از دوران ایلامیان در این مکان قرار دارند و در دورهٔ ساسانی، محوطهٔ نقش رستم از نظر دینی و ملی نیز اهمیت بسیار داشته ‌است

این مکان بر دنبالهٔ کوهی که مردم محلی آن را حسین‌ کوه می‌خوانند، واقع گشته. وقتی بر سکوی تخت جمشید قرار بگیریم، حسین‌ کوه را به‌خوبی میبینیم که به ‌صورت سه صخرهٔ بزرگ سر بر هوا کشیده‌ است، به همین دلیل در گذشته به آن سه‌ گنبدان میگفته‌اند. کتزیاس از آن با نام کوه دوگنبدان یاد می‌کند و میگوید: «کالبد پادشاهان ایران را به پارس برده، در کوه دوگنبدان به ‌درون آرامگاه میگذاشتند. داریوش فرمان داد تا در کوه دوگنبدان آرامگاهی درآوردند. این کار چنانکه خواست وی بود، انجام شد.» دیودور سیسیلی (کتاب ۱۷، بند ۷۱) نیز آرامگاه‌های نقش‌ رستم را این گونه یاد کرده ‌است که راهی برای ورود به آرامگاه‌ها نبوده و تابوت را با اسبابی به درون مقبره وارد می‌کردند

در گذشته، نام این مکان سه ‌گنبدان یا دو گنبدان بوده‌ است که در بین مردم منطقه، به نام‌های کوه حاجی‌آباد، کوه استخر یا کوه نِفِشت نیز خوانده میشد و احتمالاً نام نقش رستم پس از آنکه ایرانیان بین رستم، پهلوان شاهنامه و سنگ ‌نگاره‌های شاهان ساسانی ارتباط برقرار کردند به این مکان داده شده است

قدیمی‌ ترین نقش موجود در نقش رستم مربوط به دورهٔ ایلام است که نقش دو ایزد و ایزد بانو و شاه و ملکه را به‌ تصویر کشیده بود ولی بعدها در دورهٔ ساسانی، بهرام دوم بخش‌هایی از آن را پاک کرد و نقش خود و درباریانش را به جای آن تراشید. کعبه زرتشت بنای سنگی و بُرج‌ مانند موجود در این محوطه است که به احتمال زیاد در دورهٔ هخامنشی ساخته شده بود و کاربرد آن به یقین تاکنون مشخص نشده است مگر اینکه شاید به عنوان ساعت خورشیدی از آن برای اطلاع از زمان پرستش خدایشان استفاده میشده؛ بر سه گوشهٔ این بنا دو کتیبه از شاپور اول و کرتیر نوشته شده که از نظر تاریخی ارزش زیادی دارند. چهار آرامگاه دخمه‌ای در سینهٔ کوه رحمت کنده شده‌اند که متعلق به داریوش بزرگ، خشایارشاه، اردشیر یکم و داریوش دوم هستند که همهٔ آن‌ها از ویژگی‌های یکسانی برخوردارند

اردشیر بابکان نخستین کسی ‌ست که در این محوطه، سنگ ‌نگاره‌ای تراشید و صحنهٔ تاجگیری ‌اش از دست اهورامزدا را ثبت کرد. پس از وی نیز شاهان ساسانی صحنه ‌های تاجگذاری‌ شان یا شرح نبردها و افتخارتشان را بر سینهٔ کوه نقش کردند. اینکه اردشیر و پسرش شاپور دوم نقش ‌برجسته‌ هایی را در کنار نقش‌ برجسته ‌های همتایان هخامنشی خود در نقش رستم تراشیدند، نشان از راهکردی فرهنگی و سیاسی در تقلید از گذشته داشته ‌است. احتمالاً سنگ ‌نگاره‌های شاهان ساسانی، که یادآور و تداعی‌ کنندهٔ جنگ‌ها و پیروزی‌های رستم، پهلوان بزرگ شاهنامه بوده، باعث گشته تا ایرانیان این سنگ ‌تراشی‌ها را که چیرگی پهلوانان بر دشمنان را نشان میداد، نقش رستم بنامند. اردمان و اشمیت بر این باورند که اهمیت نقش رستم به آن حد بوده که تصاویر سازه‌های برج‌ شکل بر روی نخستین سری سکه‌ های ضرب شده در تاریخ ایران (۳۰۰ تا ۱۵۰ پیش از میلاد مسیح) اشاره مستقیم به آن مکان داشته‌ اند. سازه‌های پاسارگاد و نقش رستم از دیدگاه معماری نیز اهمیت فراوان دارند و بعدها خود الگویی برای ساخت سازه‌هایی چون نیایشگاه نورآباد شدند

دیوید استروناخ بر این باور است که سازه‌های هخامنشی در پاسارگاد و نقش رستم میتوانسته‌ اند تاثیر پذیرفته از هنر اورارتویی در نیایشگاه‌های برجی ‌شکل اورارتوها باشند. اما خانم هاید ماری کخ معتقد است که شکل آرامگاه‌ های هخامنشی در نقش رستم، کاملاً ابتکاری و حاصل نوآوری داریوش بزرگ بوده‌

نقش رستم برای نخستین بار در سال ۱۹۲۳ میلادی (۱۳۰۲ خورشیدی) توسط ارنست هرتسفلد بررسی و کاوش شد. هرتسفلد دیوارهٔ بیرونی سازه‌های دژگونهٔ ساخته شده از آجرهای گلین مربوط به دوران ساسانی را بررسی نمود و بقایای برج و باروهایی که در دورهٔ ساسانی برای محافظت از این مکان به دور آن کشیده شده بود را از خاک بیرون آورد. همچنین، این محوطه در چندین فصل در بین سال‌های ۱۹۳۶ تا ۱۹۳۹ میلادی مورد کاوش گروه مؤسسه خاورشناسی دانشگاه شیکاگو به رهبری اریک فریدریش اشمیت قرار گرفت و آثار مهمی همچون نسخهٔ پارسی میانه کتیبه شاپور و برخی از سنگ ‌نگاره‌های مدفون از دورهٔ ساسانی، در خلال این کاوش‌ها یافت شدند

نقش ‌برجسته ایلامی در نقش رستم

قدیمی‌ترین نقش موجود در نقش رستم مربوط به دورهٔ عیلام است که بعدها بهرام دوم آن را محو کرد و نقش خود و درباریانش را جایگزین آن نمود اما اندکی از نقش پیشین سالم مانده‌ است و میتوان آن را با توجه به نقش‌ برجستهٔ کورنگان تا حدودی بازشناخت

آنچه که از این نقش باقی مانده، دو ایزد و ایزدبانو را نشان میدهد که بر روی تختی که آن به ‌صورت مارهای پیچیده است، نشته و در سمت راست و چپ آن‌ها اشخاص دیگری ایستاده اند. در تصویر سمت راست، پیکر کامل مردی با ریش و موی بلند نقش گشته که کلاه گردی به سر دارد و با یک بند، آن را بسته‌ است و ردای بلندی به ‌تن دارد. این مرد به حالت احترام دست ‌هایش را به سینه گذاشته و رو به خدایی دارد که نقشش محو شده ‌است. در سمت چپ تصویر اما، اثر شخصی دیگر قابل تشخیص است که تاجی کنگره‌ دار بر سر نهاده و چهرهٔ ظریف و بی‌ ریشی دارد که زن بودن وی را نشان میدهد. این‌ دو شخص را شاه و ملکه میدانند که در پیشگاه ایزد و ایزدبانو در حال نیایش بوده‌اند؛ از نقش ایزد و ایزدبانو اثرات اندکی به‌ جای مانده و متاسفانه قابل تشخیص نیست

دربارهٔ پیشینه و تاریخ این نقش، عقاید مختلفی وجود دارد؛ ارنست هرتسفلد و هایدماری کخ قدمت آن را مربوط به ۴۰۰۰ سال پیش میدانند اما شاپور شهبازی معتقد است که شکل کلاه پادشاه و تاج ملکه، همانند نقوشی هستند که تاریخشان حدود ۸۰۰ تا ۶۰۰ سال پیش از میلاد است و از سوی دیگر، تخت ایزد و ایزدبانو که به شکل مار است، همانند نقش ‌برجستهٔ کورنگان به حدود ۱۲۰۰ سال پیش از میلاد بازمیگردد. بنابراین نگاره‌های ایلامی نقش ‌رستم در دو دورهٔ متفاوت کنده ‌کاری شده‌ اند. عیسی بهنام هم تاریخ این نقوش را حدود ۱۲۰۰ قبل از میلاد می‌داند

کعبه زرتشت

کعبهٔ زرتشت نام بنای سنگی چهارگوش و پله‌ داری‌ ست که فاصلهٔ آن تا کوه، ۴۶ متر و دقیقاً روبه ‌روی آرامگاه داریوش دوم قرار دارد. جنس مصالح این بنا از سنگ آهک سفید و بلندی آن با احتساب پله‌های سه ‌گانه به ۱۴٫۱۲ متر میرسد و تنها یک در ورودی دارد که ۱٫۷۵ متر بلندی و ۸۷ سانتی‌متر پهنا داشته و دری دو لنگه ‌ای و بسیار سنگین دارد و جای پاشنه‌های پایینی و بالایی هر لنگه در سنگ کنده شده و به ‌خوبی معلوم است. این درگاه به وسیلهٔ پلکانی سی پله ‌ای از جنس سنگ به درون اتاقک آن راه مییابد. این بنا در دورهٔ هخامنشی ساخته شده و از نام آن در آن دوران اطلاعی در دست نیست ولی در دورهٔ ساسانی به آن بُن خانک گفته میشده و اصطلاح کعبهٔ زرتشت در دوران اخیر و از حدود قرن چهاردهم میلادی به این بنا اطلاق شده ‌است

کاربرد بنای کعبهٔ زرتشت همواره مورد مناقشهٔ باستان ‌شناسان و پژوهشگران بوده‌ و دیدگاه‌ها و تفسیرهای گوناگونی دربارهٔ کاربرد آن ذکر شده‌ است اما چیزی که تفسیر آن را دشوارتر هم میکند، وجود بنای مشابهی در پاسارگاد است که هر احتمالی را باید با شرایط آن نیز سنجید و تفسیر مشابهی برای هر دو در نظر گرفت. برخی از باستان ‌شناسان این بنا را آرامگاه دانسته‌اند و بعضی دیگر مانند رومن گیرشمن و اشمیت، گفته‌ اند که کعبهٔ زرتشت آتشگاهی بوده ‌است که آتش مقدس را در درون آن قرار میداده‌ اند و در مواقع انجام تشریفات مذهبی از آن استفاده میکرده‌اند. گروهی دیگر از جمله هنری راولینسون و والتر هنینگ معتقدند که این بنا گنج ‌خانه و محل نگهداری اسناد دینی و اوستا بوده ‌است. گروه اندکی هم این بنا را پرستشگاه آناهیتا میدانند و معتقدند که مجسمهٔ این ایزدبانو در کعبهٔ زرتشت نگهداری میشده. شاپور شهبازی معتقد است که کعبهٔ زرتشت در ابتدا یک آرامگاه هخامشی بوده ‌است که در دورهٔ ساسانی از آن به‌عنوان مکانی همانند گنج خانهٔ اسناد دینی استفاده کرده‌اند

بر بدنهٔ شمالی، جنوبی و خاوری این برج، سه کتیبه به سه زبان پهلوی ساسانی، پهلوی اشکانی و یونانی در دورهٔ ساسانیان نوشته شده. که یکی به شاپور اول ساسانی و دیگری به موبد کرتیر تعلق دارند و چنانکه والتر هنینگ گفته‌ است، «این کتیبه‌ها مهم ‌ترین سند تاریخی از دورهٔ ساسانی میباشند.» ساختمان کعبهٔ زرتشت از نظر تناسب اندازه‌ها، خطوط و زیبایی خارجی، بنای زیبایی است که از نظر اصول معماری نمی‌تواند مورد ایراد قرار گیرد

آرامگاه‌های هخامنشی

شاهان هخامنشی پس از داریوش بزرگ، آرامگاه‌ هایشان را بر دیواره‌های حسین ‌کوه ساخته ‌اند که به ترتیب زمانی، متعلق به داریوش بزرگ، خشایارشاه، اردشیر یکم و داریوش دوم هستند. ریچارد فرای در این باره مینویسد که این آرامگاه‌ها باید در دل سنگ‌های کوه ساخته میشدند تا از آلوده ‌شدن خاک زمین بر اثر برخورد با جسد انسان جلوگیری شود

با آنکه بر اساس عقیده اکثر محققان، روش سنگ ‌تراشی سازندگان بنا برگرفته از تمدن اورارتویی است، پیکره و گسترهٔ نمای بیرونی آرامگاه‌های هخامنشی و ویژگی‌های درونی آن‌ها، حاصل نوآوری و خلاقیت داریوش بزرگ بوده و هیچ نمونهٔ همانندی برای آن در خاور نزدیک، مصر، یا یونان پیدا نشده‌ است. تنها چند گور صخره‌ای در شمال غربی ایران و کردستان عراق یافت گشته که مدت‌ها به عنوان گور مادی و الگوی کار داریوش پنداشته میشد اما اینک روشن شده‌ است که این آرامگاه‌ها، برگرفته از آرامگاه داریوش بوده‌اند. داریوش و جانشینانش آرامگاه‌ های در سنگ کنده ‌شده را فراهم میآوردند و پس از آن‌ها، در دوره‌های آینده نیز این روش کمابیش به صورت‌های گوناگون رواج پیدا کرد و تا زمان آل بویه (سدهٔ دهم میلادی) ادامه یافت، چنانکه آرامگاه‌های پادشاهان آل بویه در کوه‌های اطراف ری، نزدیک تهران هم از این دست آرامگاه‌های در سنگ درآورده شده‌اند

آرامگاه داریوش بزرگ

آرامگاه داریوش بزرگ در بلندای ۲۶ متری از تراز زمین جای گرفته‌ و سنگ ‌نبشته ‌ای در این مزار، تعلق گورگاه را به داریوش یکم ثابت میکند. داریوش بزرگ در اکتبر ۴۸۶ پیش از میلاد درگذشت و در این آرامگاه که در دل کوهی سنگی تراشیده بود، جای گرفت. وی در سال ۵۲۲ پیش از میلاد به تخت نشست و پس از ۳۶ سال پادشاهی و در سن ۶۴ سالگی، به مرگ طبیعی فوت کرد

گویا داریوش ساخت آرامگاه خود را همزمان با ساخت کاخ آپادانای شوش و تخت جمشید در سال ۵۱۹ پیش از میلاد آغاز کرده و ساخت آن روزگاری پیش از مرگش پایان یافته‌ بود. پیکره و گسترهٔ نمای بیرونی آرامگاه و ویژگی‌های درونی آن، همگی ابتکار و سراسر نوآوری است. نمای بیرونی آرامگاه که در صخره‌ای به بلندای ۶۰ متر کنده شده همانند چلیپایی است با بلندای ۲۲ متر که پهنای هر یک از بازوان آن، ۱۰٫۹۰ متر است. در بخش بالایی آرامگاه، داریوش بر اورنگی که مردم سرزمین ‌های گوناگون بر دوش دارند، ایستاده و نماد فروهر بر فراز او و آتشدان شاهی در برابرش کنده ‌کاری شده ‌اند. درون آرامگاه ۹ گور وجود داشته که نشان میدهد افزون بر داریوش، نزدیکان وی نیز در آنجا آرمیده‌اند، اما هیچ نشانه و مدرکی برای انتساب ۹ قبر درون آرامگاه به افراد مشخصی، در دست نیست. حتی در خود تابوت‌ها هم چندان اختلاف و مزیتی دیده نمیشود، که بتوان یکی از آن‌ها را تابوت داریوش انگاشت. با این حال باستان ‌شناسانی چون اشمیت حدس میزنند که شهبانو آتوسا، مادر خشایارشاه و کسی که هرودوت او را «قدر قدرت» میخواند، از جمله کسانی بوده است که با شاه در آرامگاه گذاشته شدند. بخش بیرونی آرامگاه دارای دو سنگ نبشته به زبان‌های فارسی باستان، ایلامی و اکدی است که آوا و گفتاری مانند وصیت ‌نامه و اندرزنامه دارد

شاخهٔ بالایی آرامگاه، نگارهٔ اورنگی را نشان میدهد که پایه‌ های آن مانند پنجه‌های شیر ساخته شده و بیست ‌وهشت نفر در دو ردیف چهارده ‌تایی آن را بر روی دست گرفته و دو نفر هم سر و ته آن را در دست دارند. داریوش در جامهٔ پارسی و با کمانی در دست چپ، بر روی سکویی سه‌ پله ‌ای ایستاده و دست راستش را به سوی آتشدان، تا نیمه بالا آورده و بالای سرش نماد فروهر جای دارد و در گوشهٔ راست، دایرهٔ کاملی که هلالی در درون دارد، دیده میشود. در دو سوی داریوش، چند شخص دیگر نیز کشیده شده‌اند که یاران و نزدیکان وی بوده‌اند. از آنجا که هر دو دست راست اهورامزدا و داریوش در همهٔ جزئیات همانند هم تراشیده شده‌اند، این نقش اشاره به ارتباط مستقیم شاه با پروردگاری دارد که مشیت و خواستش بر اعمال شاه تاثیر فراوان داشته‌ است. بخش میانی نمای بیرونی آرامگاه با چهار ستون به فاصلهٔ ۳٫۱۵ متر و سرستون‌ های کله ‌گاوی، سقف افقی ایوان را که چهار تیرک دارد بردوش گرفته و در وسط، دری به درون آرامگاه باز شده ‌است و چنانکه اشمیت متوجه شده، کاخ منقوش بر جبههٔ میانی آرامگاه در بیشتر خصوصیات همانند کاخ تچر بوده و همان را هم پادشاهان دیگر تقلید کرده‌ اند. این بخش از آرامگاه به راهرویی وارد میشود و درون آن سه اتاقک وجود داشته که هر کدام دارای سه گور صندوق‌ مانند میباشند

سنگ ‌نبشته داریوش بزرگ در نقش رستم

داریوش در مقام فرمانروایی جهانی، در بالا و کنار دیوارهٔ بیرونی آرامگاه خود با دو نبشتهٔ بزرگ که هر یک به سه زبان فارسی باستان، ایلامی و اکدی نوشته شده، وصیتی معنوی از خود برجای گذاشته که در تاریخ خاورمیانه بینظیر است. نخستین نبشته در قسمت بالایی است و به " دی ان ا " معروف است و دومی بر کنار ورودی آرامگاه کنده شده و به نام " دی ان بی " شهرت دارد

هردو متن جنبهٔ شاعرانه دارند و تجلی موثری از شخصیت و نبوغ داریوش‌اند و خصوصیات وی را به نیکی روشن می‌سازند. او نبشته ‌اش را به دو بخش تقسیم کرده ‌است: یکی دی ان ا که نبشته ای عام و بی طرفانه است و دیگری دی ان بی که نوشته ای شخصی است. در زمان سلوکیان، سنگ نبشته ای به زبان آرامی در زیر نوشتار ایلامی نبشته دی ان یس افزوده شد؛ با اینکه اطلاعات چندانی از نوشته های این سنگ نبشته در دست نیست، هنینگ وجود خوانده شدن سلوکوس در آن را تعبیر بر آن میکند که این سنگ نبشته میبایست در زمان سلوکوس نیکاتور (280-320 ق.م.) و یا پسرش آنتیوخوس (261-280 ق.م.) تراشیده شده باشد

آرامگاه خشایارشاه

خشایارشاه در اکتبر ۴۶۵ پیش از میلاد توسط یک خواجه به نام میترا یا اسپنت میترا و رئیس گارد سلطنتی به نام اردوان که با یکدیگر همدست شده ‌بودند، در خوابگاه خویش به قتل رسید. آرامگاه خشایارشاه در فاصلهٔ ۱۰۰ متری شرق و شمال‌ شرقی آرامگاه داریوش بزرگ و به شکل صلیب تراشیده شده ‌است. در بخش بالایی صلیب، نماد فروهر و ماه نقش شده و در پایین آن، خشایارشاه در حالی که دستش را به سوی فروهر و آتشدانی که رو به‌ رویش قرار دارد دراز کرده، به تصویر کشیده شده ‌است. در زیر پای شاه، اورنگی قرار داشته که مردم سرزمین‌های گوناگون آن را بر دوش گرفته‌ اند. این‌ها شامل مردمانی از شرقی‌ ترین بخش‌های قلمرو پادشاهی در هند و سغد تا غربی‌ ترین آن‌ها در مصر و لیبی میشوند

دهلیز و ورودی آرامگاه ۳ متر در ۶٫۶۰ متر است و تنها یک اتاقک دارد که درست رو به‌ روی درگاه ورودی است و در آن سه قبر کنده شده. مشخص نیست که چه کسانی با خشایارشاه در این قبرها دفن شده‌اند. این قبرها بسیار ساده ‌تر از قبرهای ساخته شده در آرامگاه داریوش بزرگ هستند و احتمال دارد که گور میانی، که دارای دری به نسبت بزرگتر از در گورهای دیگر است، متعلق به شهبانو آمستریس، دختر هوتن بوده باشد. دربارهٔ گور سوم تنها میتوان حدس زد که برای ولی‌عهد، در صورتی که پیش از شاه در میگذشت درست شده باشد

به‌دلایل مختلفی می‌توان انتساب این آرامگاه به خشایارشاه را اثبات کرد که مهم ‌ترین ‌شان این است که، آرامگاه را در سینهٔ صخره‌ ای عمودی کنده ‌اند که وقت چندانی برای تراشیدنش لازم نبوده، در حالی که آرامگاه‌های طرف چپ، آرامگاه داریوش را در صخره‌های شیب‌ دار و برجسته تراشیده‌اند که وقت بیشتری میخواسته و معلوم است که آنکه جای بهتر را برگزیده، لابد زودتر دست به کار شده‌ است

آرامگاه اردشیر یکم

آرامگاه اردشیر یکم در فاصلهٔ ۳۷ متری سمت چپ آرامگاه داریوش بزرگ و به شکل صلیبی به ارتفاع ۲۲ متر، تراشیده شده. ‌ویژگی‌ها و نمای عمومی آرامگاه، همچون آرامگاه داریوش بزرگ و خشایارشاه است ولی درون آرامگاه به تقلید از آرامگاه داریوش بزرگ کنده شده و سه اتاقک دارد، اما تفاوت‌های عمده‌ای آشکار است. بی ‌دقتی و عدم مهارت سنگ‌ تراشان چنان بوده که دهلیز به صورت مستطیلی است که ابهت اصلی خود را نداشته و به هیچ وجه موازی با جبههٔ آرامگاه نیست، بلکه گوشهٔ جنوب شرقی ‌اش تنها چند سانتیمتر با دیوار جبهه فاصله دارد، در حالی که گوشهٔ شمال غربی‌اش بسیار در کوه پیش رفته ‌است. اتاقک‌ها را هم بدون دقت و کمی کج و ناراست ساخته ‌اند و در هرکدام فقط یک قبر کنده‌اند. علت انتساب این آرامگاه به اردشیر یکم آن است که ریزه‌ کارها و ویژگی‌های دورهٔ داریوش بزرگ و خشایارشاه را ندارد و باید پس از دورهٔ خشایارشاه باشد. در زیر آرامگاه اردشیر نیز، سنگ ‌نگاره نبرد هرمز دوم قرار دارد

شواهدی چند، دال بر آن هستند که گور رو به روی ورودی برای پادشاه ساخته شده بوده و احتمالاً این گور پیشتر از دو گور دیگر درون آرامگاه به پایان رسیده‌ است، زیرا موقعیتی مرکزی و برتر دارد و در ساختش دقت بیشتری نسبت به دو گور دیگر انجام گرفته‌ است و نیز از حجم بزرگتری برخوردار است. گور دوم به گمان بسیار برای شهبانو داماسپیا بوده، کسی که بنا به گفتهٔ کتزیاس در همان روزی که اردشیر یکم فوت کرد، از این جهان رفت. گور سوم نیز برای جانشین منتخب شاه، در صورتی که به مرگی زودرس در میگذشت، ساخته شده بود

نقش فروهر در بالای سر شاه بر روی ورودی آرامگاه، ساده ‌است و اندکی مخدوش؛ به جای حلقه‌های آراستهٔ دوتایی که در آرامگاه‌های داریوش بزرگ و خشایارشاه به دور بدن فروهر کشیده شده‌ اند، نقش آرامگاه اردشیر یکم حلقه‌ ای پهن و صاف به دور خود دارد که به نظر میرسد روی تصویر فروهر قرار داشته و تنها آستین‌ های جامه در دست چپ بدن او بر روی حلقه قرار گرفته‌ اند

آرامگاه داریوش دوم

آرامگاه داریوش دوم در فاصلهٔ ۳۳ متری سمت جنوب‌ غربی آرامگاه اردشیر یکم و به شکل صلیب کنده شده و نمای عمومی آن، همچون دیگر آرامگاه‌های نقش رستم است. این آرامگاه، دقیقاً رو به ‌روی بنای موسوم به کعبه زرتشت قرار دارد که ۴۵ متر دورتر از آن بر پای است؛ ولی این موقعیت از روی عمد انتخاب نشده بوده، زیرا فاصلهٔ میان آرامگاه داریوش بزرگ و آرامگاه اردشیر اول ۳۷ متر است و همین فاصله در انتخاب آرامگاه بعدی نیز رعایت شده‌ است، در نتیجه قرار گرفتن بنای کعبهٔ زرتشت در جلوی آرامگاه، عمدی نبوده‌ است

نمای بنا از بیرون به شکل معمول آن در دیگر آرامگاه‌ها ساخته شده ولی چهرهٔ شاه به سختی آسیب دیده و امکان مقایسهٔ آن با چهرهٔ دیگر شاهان وجود ندارد. حلقهٔ دور بدن تصویر اهورامزدا در جلوی شاه همانند آرامگاه اردشیر یکم صاف و بی‌زرق و برق است، دو بال‌ اهورامزدا بر خلاف نقش‌های سه آرامگاه پیشین خطوط عمودی بیشتری دارند چنان که گویی خطوط افقی در زیر این خطوط عمودی قرار گرفته ‌اند. دیگر جزئیات نما هم کمابیش همانند دیگر آرامگاه‌های ذکر شده هستند

درون آرامگاه تقریباً شبیه آرامگاه اردشیر اول است، دهلیز بدون دقت و با محور کج (ناموازی با نمای آرامگاه) کنده شده و تقریباً حالت مثلثی دارد، که ارتفاع آن به ۲٫۸۰ متر می‌رسد. سه اتاقک آرامگاه با دقت بیشتری تراشیده شده و به‌ صورت مستطیل‌اند و هرکدام دارای یک قبر است. قبر میانی بی‌ گمان برای شاه طراحی شده بوده و یکی دیگر از گورها متعلق به شهبانو پریزاتس بوده. با این حال، اینکه گور سوم برای چه کسی ساخته شده بوده، مشخص نیست

در قسمت پایین این آرامگاه، سنگ ‌نگاره نبرد شاپور دوم در دورهٔ ساسانیان کنده شده‌ است. علت انتصاب این آرامگاه به داریوش دوم آن است که پس از آرامگاه اردشیر قرار داشته و خصوصیات آن را تکرار کرده، بنابراین از لحاظ تاریخی هم باید پس از آن باشد

آثار ساسانی

نقش رستم از زمان‌ های گذشته جایگاه مذهبی و مقدس به ‌شمار میرفته است، چنانکه یک نقش مذهبی از دورهٔ ایلام در این کوه تراشیده شده و در دورهٔ هخامنشیان باز هم جایگاه مقدسی بوده و به همین جهت آرامگاه‌های برخی از شاهان هخامنشی در این مکان قرار دارد. این محوطه در دورهٔ ساسانیان باز به همان حالت تقدس باقی ماند و شاهان ساسانی صحنه‌های تاجگذاری و جنگ‌ها و افتخارات خود را در دامنهٔ این کوه تراشیدند

سنگ ‌نگاره اهورامزدا و اردشیر بابکان

سنگ ‌نگاره اهورامزدا و اردشیر بابکان یکی از زیبا ترین و سالم‌ ترین نقش‌های بازمانده از دورهٔ ساسانی است و یکی از نخستین تصاویر انسان ‌دیسی از اهورامزدا را به نمایش میگذارد. این نقش در گوشهٔ شرقی محوطهٔ نقش رستم، بر سینهٔ صخره‌ ای تراشیده شده که ۲ متر از سطح زمین، فاصله داشته و دارای ۶٫۶۵ متر پهنا و ۲٫۴۰ متر بلندا است. در این نقش، اردشیر بابکان در سوی چپ مجلس، سوار بر اسبی کنده‌ کاری گشته و رو به ‌روی او اهورامزدا که او نیز سوار است و از نیمرخ نقش شده، قرار دارد. برای تاکید بر بزرگی و عظمت اهورامزدا و اردشیر، اندازهٔ اسب‌ها بسیار کوچکتر از آن‌ها و حالت طبیعی ساخته شده بود. در زیر پای اسب اردشیر، پیکر اردوان پنجم آخرین شاه اشکانی نقش شده و نقش قرینهٔ آن، اهریمن است که در زیر پای اسب اهورامزدا به تصویر کشیده شده ‌است و در واقع، زیر پاهای اسبان، پیکره‌های برزمین افتادهٔ دشمنان شاه و اهورامزدا قرار دارند. در این نقش پیروزی اردشیر بر اردوان، همپایهٔ پیروزی اهورامزدا بر اهریمن جلوه‌ گر شده‌ است

اهورامزدا دست راستش را به سوی اردشیر دراز کرده و دیهیم یا حلقه‌ای را که از گل است و نوارهایی به آن آویخته شده را به شاهنشاه اهدا میکند. در نماد شناسی ایرانی، دیهیم نمادی از فره یا توفیق ایزدی و آسمانی است که از سوی خدا به شاه و خانواده ‌اش داده میشد همچنین اهورامزدا در دست چپش شاخه‌ های برسم یا عصایی که شاید عصای سلطنت باشد را نگه داشته ‌است. بر روی سینهٔ اسب اردشیر، نوشته‌ ای به سه زبان پهلوی اشکانی، پهلوی ساسانی و یونانی وجود دارد که ترجمهٔ آن چنین است: «این است پیکر مزدا پرست، خداوندگار اردشیر، شاه شاهان ایران، که نژاد از ایزدان دارد، پسر خداوندگار، بابک شاه.» و بر روی اسب اهورامزدا نیز کتیبه‌ ای سه زبانه وجود دارد که اهورامزدا را چنین معرفی میکند: این است پیکر خداوند اهورامزدا

چنین می‌نماید که اردشیر در این نقش‌ برجسته، بیشتر به مفهوم الوهیت خود و خاستگاه ایزدی دودمانش میاندیشید و در پی آن بود که نه ‌تنها خود را جاودان سازد، بلکه موقعیت کسانی که میبایست از وی فرمان ببرند را نیز تقویت کند و به آن جنبهٔ قانونی ببخشد

سنگ‌ نگاره پیروزی شاپور بر امپراتوران روم

سنگ‌ نگاره پیروزی شاپور بر امپراتوران روم، در ده متری شرق آرامگاه داریوش بزرگ قرار گرفته و حدود ۱۱ متر طول و ۵ متر عرض دارد. این سنگ ‌نگاره یادگار فتحی است که ایرانیان در شهر رها کردند و سپاه روم را درهم شکستند و صحنهٔ اسارت والرین و فیلیپ عرب را نشان میدهد که به ‌دستور شاپور اول در حدود سال ۲۶۲ میلادی تراشیده شده ‌است. این نقش سه‌ برابر اندازهٔ طبیعی است و از حیث دقت در جزئیاتتصویر والرین بر سکه اش و ظریف‌ کاری یکی از بهترین نقش‌های دورهٔ ساسانی است و مشخص میشود که از روی طبیعت ساخته شده زیرا حتی لباس والرین درست مطابق جامه‌های رومی‌های آن زمان است. شاپور بر اسب بسیار زیبایی سوار بوده و تاج بزرگ کروی که به صورت بسیار برجسته کنده‌ کاری گشته را بر سر دارد که در سکه‌ های او هم هست و نوارهایی از پشت سرش آویزان بوده و نیز بالاپوشی در پشت سر او هست و شلوار گشادی دارد. دست چپ پادشاه بر شمشیری تکیه داده شده و با دست راست، مچ در آستین نهفتهٔ یک رومی بر پای ایستاده را، گرفته ‌است

اسب شاپور، زین و برگ آراسته دارد و دمش گره خورده، نوار بلند و پرچین و شکنی از آن آویخته ‌است. اسب اندازه ‌ای تقریباً طبیعی دارد و دست راست را خم کرده و حالت درنگ به خود گرفته ‌است. پیش روی اسب، مردی در جامهٔ رومی زانوی چپ را بر زمین نهاده‌ و زانوی راست را خم ساخته و دست‌ها را به حالت التماس به جانب شاهنشاه دراز کرده ‌است؛ این شخص میانسال بوده و ریش کوتاه و مجعدی دارد و جامه‌اش ردای امپراطوری رومی (توگا) میباشد و بر سرش تاجی از برگ درخت غار، که امپراتوران بر سر مینهادند و به مشابه دیهیم امپراطوری پارسی میباشد، قابل رویت است. او شمشیر نیام شده‌ای به کمر آویخته که دسته ‌اش حالت صلیب دارد

تصویر فیلیپ عرب بر سکه اشکنار این رومی زانو زده، یک نفر دیگر ایستاده که رو به شاهنشاه دارد و بی‌ ریش است. اما دیهیمی از برگ غار بر سر دارد و نوار کوچکی پشت سرش افشان شده‌ و شمشیری از کمر آویخته‌ است و دستش در آستین سردوخته مخفی گردیده و مچ چپش را شاپور گرفته ‌است. هر دوی این افراد، رومی هستند و از ردای امپراطوری و تاج برگ غار آن‌ها پیدا ست که امپراتور میباشند. ولی در مورد هویت آن‌ها بحث بسیار شده. تا سال ۱۹۵۴ همه میگفتند آنکه زانو زده، والرین است که از شاه امان میخواهد و آنکه ایستاده، کردیاس نامی ازاهل سوریه ‌است که گفته ‌اند شاپور او را به امپراطوری برنشانید. اما در آن سال مک درمونت این فرضیه را رد کرد و گیرشمن و برخی دیگر نیز با وی هم آواز شدند. مک درمونت متوجه شد که کردیاس اصلاً در تاریخ جنگ‌های شاپور که خودش بر کعبه زرتشت نقر کرده ‌است نیامده و هیچ سکه ‌ای از او در دست نیست و چنین شخصی در تاریخ روم به امپراطوری شناخته نمیباشد. زمان روی دادن درگیری میان شاپور و والرین محل اختلاف است و تاریخ‌ دانان به سال ۲۵۸، ۲۵۹ و حتی ۲۶۰ میلادی اشاره کرده‌اند. از سوی دیگر، شاپور در شرح جنگ‌ هایش از سه امپراطور رومی نام می‌برد: گردیان جوان که کشته شد، فیلیپ عرب که به درخواست صلح آمده و پانصد هزار سکهٔ زرین باج داد و والرین که گرفتار شده؛ در نقوش شاپور هم سه امپراطور را نموده‌اند؛ امپراطوری جوان که زیر پای اسب شاپور به خاک افتاده (در دارابگرد و بیشاپور) و بنابراین گردیان است؛ امپراطوری که مچ دستش را شاپور گرفته و بنا بر رسم کهن، گرفتن مچ دست علامت اسیر کردن بوده که همان والرین میباشد

چیزی که استدلال مک درمونت را تایید می‌کرد این بود که سکه‌ های والرین او را بی ریش نشان میدهد و فرد ایستاده که شاپور مچش را گرفته (یعنی اسیرش کرده) نیز بی ریش است، در حالی که سکه‌های فیلیپ عرب او را با ریش کوتاه و مجعدی مینمایند و آنکه در پیش شاپور زانو زده نیز درست همین نوع ریش را دارد. به علاوه گردن والرین روی سکه‌ ها بسیار ستبر است و فرد ایستاده از کنار اسب شاه نیز گردن ستبر دارد

در پشت سر شاپور نیز در حدود سال ۲۸۰ میلادی، سنگ ‌نگاره و نبشته کرتیر را به دستور کرتیر موبد موبدان کنده‌اند

سنگ ‌نگاره‌های بهرام دوم و سوم

سنگ ‌نگاره پیروزی بهرام دوم شامل دو سنگ تراشی بزرگ و بسیار آسیب ‌دیده از دوره ساسانی است که در زیر آرامگاه داریوش بزرگ جای دارد. هر دو صحنه، نبرد پادشاهان اسب سوار را نشان میدهد که دشمنان خود را نگونسار کرده‌اند

نقش بالایی ۷ متر درازا و سه متر ارتفاع دارد و در آن، نبرد پیروزمندانهٔ بهرام دوم با دشمنی که هویتش مشخص نیست را نشان داده‌است. بهرام در سوی چپ تصویر قرار دارد و در پشتش نشانه‌های یک پرچم دیده میشود. شاه لباسی پر زرق و برق داشته و با دست راست نیزه درازی را به سوی سینه یا گردن دشمن سوار بر اسب گرفته است. سر دشمن سواره رو به عقب قرار گرفته چنان که گویی نیزه شاه با آن برخورد کرده است. دشمن دیگری نیز در زیر پای راست اسب شاه قرار گرفته و مرده به نظر میرسد

در پایین این نقش و متصل به آن، نقشی به درازای ۶٫۷۰ متر و عرض ۲٫۳۵ متر تراشیده شده که از هر لحاظ با نقش بالایی ارتباط دارد و به‌ همین جهت، آن را به بهرام دوم منسوب کرده ‌اند. اما اشمیت احتمال داده که نقش پایینی به بهرام سوم که چهار ماه سلطنت کرد، تعلق داشته باشد. او دلیل این احتمال را آن ذکر می‌کند که قهرمان این نگاره شاهزاده‌ ای بی ‌ریش است که نشان شاهی بر تاج و یا دیگر نشان‌های ویژه‌ای ندارد، با این حال از روی لباس میتوان او را متعلق به خاندان پادشاهی دانست. هم زمانی ساخت هر دو نگاره در دوران فرمانروایی بهرام دوم نیز از دیگر دلایلی است که می‌توان نقش دوم را متعلق به ولیعهد بهرام دوم دانست

سنگ ‌نگاره آناهیتا و نرسی

سنگ‌ نگاره آناهیتا و نرسی یکی از زیبا ترین نقوش بازمانده از دورهٔ ساسانی است که نرسی چگونگی تاجگذاری و سلطنت خود را نشان میدهد. در این نقش، نرسی تاجی بسیار شکیل بر سر دارد و دست چپش را دراز کرده و حلقه‌ای را از آناهیتا، ایزدبانوی آب، باروری و جنگاوری، ستانده‌ است. به عقیدهٔ برخی همچون هرتسلفد، این حلقه، حلقهٔ اتحاد بوده ولی به دیدگاه علی سامی، این حلقه، همان تاج پادشاهی‌ ست. شاهنشاه که ریش بلندش از حلقه گذشته، نیم‌ تنهٔ تنگی به‌ تن کرده و کفش‌هایش به‌ وسیلهٔ روبان ‌های ظریف و زیبایی به یکدیگر پیوند داده شده ‌اند. پشت سر او، یکی از بزرگان به حالت احترام ایستاده‌ و در جلوی شاه، نقش کودکی حجاری شده که شاید تصویر هرمز دوم، ولیعهد نرسی باشد. آناهیتا تاج کنگره ‌دار سرگشاده بر سر نهاده و موهای بلند و پرچین و شکنش را در بالا و روی شانه‌ها بافته ‌است، چین‌های لباسش، حالتی بسیار باوقار به ایزدبانو داده‌ است

سنگ‌ نگاره نبرد هرمز دوم و سنگ ‌نگاره نیمه ‌تمام آذرنرسه

 

سنگ ‌نگاره نبرد هرمز دوم در زیر آرامگاه اردشیر یکم و سنگ ‌نگارهٔ نیمه ‌تمام آذرنرسه قرار دارد. این نقش ۸٫۴۰ متر بلندی و ۴ متر پهنا داشته و توسط اشمیت از زیر خاک بیرون آورده شد. در این نقش، هرمز دوم که سوار بر اسب است، دشمن زره ‌پوش سوارکار را سرنگون کرده و نیزهٔ بلندی در شکمش فرو برده ‌است. چهره و تاج شاهنشاه آسیب دیده اما قسمتی از تاج و برجستگی کروی‌ شکل آن به‌ خوبی پیداست و از روی سکه‌های کتیبه‌دار و ظروف، میدانیم که این شخص هرمز دوم است. درست در بالای نقش نبرد هرمز دوم، مجلسی حجاری شده‌ که برای قسمت پایینی آن، لبهٔ بالایی صحنهٔ نبرد هرمزد دوم را کمی از بین برده و آنطور که اشمیت متوجه شده، این امر دلالت بر آن دارد که نقش بالایی جدیدتر است و چون نقش برجسته را ناقص گذارده‌ اند، پیداست که فرصت نبوده تا آن را تمام کنند، به همین دلیل این سنگ ‌تراشی به آذرنرسه، پسر هرمز دوم که فقط چند ماه پادشاهی کرد و در سال ۳۰۹ میلادی توسط بزرگان از سلطنت خلع شد، تعلق دارد

جزئیات نقش بسیار خراب شده ولی میتوان تصویر پادشاهی با ریش که بر تخت شاهی نشسته ‌است و دستانش را بر شمشیر یا عصایی گذاشته، تشخیص داد. اثری از دو نفر که در دو جانب پادشاه قرار دارند نیز معین شده‌ و از این جهت این نقش همانند نگاره بهرام دوم است

سنگ‌ نگاره نبرد شاپور دوم

در زیر آرامگاه داریوش دوم صحنهٔ نبردی کنده ‌کاری شده که ۷٫۶۰ متر طول و در حدود ۳ متر عرض دارد و سوار تاجداری را نشان میدهد که نیزهٔ بلندی را در گردن دشمنی اسب ‌سوار فرو کرده ‌است. تاریخ و پیشینهٔ این نقش و هویت شاه پیروزمند، مشخص نیست. ولی هنینگ و اشمیت آن را متعلق به دورهٔ شاپور دوم میدانند چون با آنکه شکل تاج شاه آسیب دیده‌ است، اما هنوز کنگره های آن را میتوان تشخیص داد و شباهت آن با تاج شاپور دوم انکار کردنی نیست؛ همچنین اندازهٔ اسب‌ها برخلاف معمول، بسیار بزرگ نشان داده شده‌اند و همین، تعلق این اثر به دورهٔ شاپور دوم را ثابت میکند.

در این نقش، شاه در سوی چپ قرار گرفته و در پشتش سواره دیگری نشانی را حمل میکند. جزئیات اسب شاه درست همانند اسب هرمز دوم بوده و زیورآلاتی بر سر، گردن، و زیر شکم آن آویخته شده‌ اند. شاه با دست راست خود نیزه درازی گرفته که به درون گردن دشمن وارد میشود و آن را سوراخ میکند. از روی سرپوش دشمن و زیور آویخته به آن میتوان پی برد که او از خاندانی پادشاهی است. اسب او به نشانه تاثیر از ضربه اسب شاه، بر روی پاهای عقبی افتاده و سر رو به بالا دارد

صفحهٔ تراشیدهٔ بی ‌نقش - صفحه تراشیده نقش رستم

در غرب سنگ ‌نگاره آناهیتا و نرسی، قسمت بزرگی از کوه به صورت صفحه‌ ای مستطیلی، به طول ده متر و ارتفاع ۵ متر به منظور ایجاد نقش، تراشیده شده ولی تا سال ۱۸۲۱ میلادی هیچ اثری بر آن کنده نشده بود. این صفحه چنان باشکوه و عمیق تراشیده شده، که آماده‌ کردنش تنها از عهدهٔ یک پادشاه بزرگ و توانگر بر میآمده‌ است و شیوهٔ تراش آن به صفحهٔ فرهاد تراش در بیستون که آن هم ناتمام مانده، شباهت بسیار دارد. هر دوی این صفحات تراشیده شده را به خسرو پرویز منتسب کرده ‌اند و احتمال داده میشود که وی قصد داشته نقش بزرگی از تاجگذاری یا صحنهٔ پیروزی ‌هایش بر رومیان را بر این صفحات نقش کند ولی در پایان پادشاهی ‌اش که از هراکلیوس، امپراتور بیزانس شکست خورد، دیگر تراشیدن نقوش مناسبتی نداشت و هر دو صحنه ناتمام باقی ماندند

در سال ۱۸۲۱ میلادی (۱۲۳۷ قمری)، یکی از مالکان محلی دستور داد تا قبالهٔ ملک حاجی‌ آباد را به نام او با خط فارسی نستعلیق در بیست و چهار سطر، در میان صفحهٔ تراشیده شده نقش کنند

شیراز - تخت جمشید

تخت جمشید، پارسه، پرسپولیس، پرسه پلیس، هزارستون و یا چهل منار که در شهرستان مرودشت در شمال استان فارس (شمال شرقی شیراز) جای دارد، نام یکی از شهرهای باستانی ایران بوده که طی سالیان پیوسته، پایتخت باشکوه و تشریفاتی پادشاهی ایران در زمان امپراتوری هخامنشیان بوده ‌است. در این شهر باستانی بنایی به نام تخت جمشید وجود دارد که در دوران زمامداری داریوش بزرگ، خشایارشاه و اردشیر اول بنا گشته و به مدت حدود ۵۰ سال، مرکزی برای برگزاری مراسم آیینی و جشن‌ها به ویژه نوروز بوده. در نخستین روز سال نو گروه‌های زیادی از کشورهای گوناگون به نمایندگی از ساتراپی‌ها یا استانداری‌ها با پیشکش‌هایی متنوع در تخت جمشید جمع میشدند و هدایای خود را به شاه پیشکش می‌کردند. بنیانگذار تخت جمشید داریوش بزرگ بود که در سال های 518 الی 516 قبل از میلاد دستور ساخت آن را صادر کرد، البته پس از او پسرش خشایارشاه و نوه ‌اش اردشیر یکم با گسترش این مجموعه به بزرگی آن افزودند. بسیاری از آگاهی‌های موجود که در مورد پیشینه هخامنشیان و فرهنگ آنها در دسترس است به خاطر سنگ‌ نبشته‌‌هایی است که در این کاخ‌‌ها و بر روی دیواره‌ها و لوحه‌ها آن حکاکی شده اند. باور تاریخدانان بر این است که اسکندر مقدونی سردار یونانی در ۳۳۰ پیش از میلاد، به ایران حمله و تخت جمشید را به آتش کشید و احتمالاً بخش عظیمی از کتابها، فرهنگ و هنر هخامنشی را با اینکار نابود نمود. با این ‌حال ویرانه‌های این مکان هنوز هم در شهرستان مرودشت در استان فارس برپا است و باستان شناسان از ویرانه‌های آن نشانه‌های آتش و هجوم را بر آن تأیید میکنند

این مکان از سال ۱۹۷۹ یکی از آثار ثبت شدهٔ ایران در میراث جهانی یونسکو میباشد

نام تخت جمشید در زمان ساخت، «پارسَه» به معنای «شهر پارسیان» بود. یونانیان آن را پِرسپولیس (به یونانی یعنی «پارسه ‌شهر») خوانده‌اند. در فارسی معاصر این بنا را تخت جمشید یا قصر شاهی جمشید پادشاه اسطوره‌ای ایران می‌نامند. در شاهنامه فردوسی اینچنین آمده‌است

جمشید پادشاهی عادل و زیبارو بود که نوروز را بر پا میداشت و هفتصد سال بر ایران پادشاهی کرد. اورنگ یا تخت شاهی او چنان بزرگ بود که دیوان به دوش میکشیدند

صدها سال پس از حمله اسکندر و اعراب و در زمانی که یاد و خاطره پادشاهان هخامنشی فراموش شده بود، مردمی که از نزدیکی خرابه‌های پارسه عبور میکردند، تصاویر حکاکی شدهٔ تخت شاهی را میدیدند که روی دست مردم بلند شده‌است و از آنجا که نمیتوانستند خط میخی کتیبه‌های حک شده روی سنگ‌ها را بخوانند، می پنداشتند که این همان اورنگ جمشید است که فردوسی در شاهنامه خود از آن یاد کرده‌است. به همین خاطر نام این مکان را تخت جمشید نهادند. بعدها که باستان‌ شناسان توانستند خط میخی کتیبه را ترجمه کنند، متوجه شدند که نام اصلی آن پارسه بوده‌

در دوره اسلامی این مکان را محترم شمرده و آن را هزار ستون و چهل منار می‌نامیدند و با شخصیت‌هایی چون سلیمان نبی و جمشید ربطش می‌دادند. نام مشهور غربی این محل یعنی پِرسِه پلیس ریشه غریبی دارد. در زبان یونانی، پِرسِه پلیس و یا به صورت شاعرانه آن پِرسِپ تولیس (Perseptolis) لقبی است برای آتنا، الهه خرد، صنعت و جنگ که ویران‌کنندهٔ شهرها معنی می‌دهد. این لقب را آشیل، شاعر یونانی سده پنجم پیش از زادروز، به حالت تجنیس و بازی با لغات، در مورد شهر پارسیان به کار برده‌است

تخت جمشید در مرکز استان فارس، ۱۰ کیلومتری شمال مرودشت و در ۵۷ کیلومتری شیراز قرار دارد. ارتفاع از سطح دریا تخت جمشید ۱۷۷۰ متر بوده و از طرف شرقی این مجموعه کاخ‌ها بر روی کوه رحمت و سه طرف دیگر در درون جلگه مرودشت پیش رفته‌است. تخت جمشید بر روی صفّه یا سکوی سنگی که ارتفاع آن بین ۸ تا ۱۸ متر بالاتر از سطح جلگهٔ مردوشت است، واقع گشته. ابعاد تخت جمشید ۴۵۵ متر (جبهه غربی)، ۳۰۰ متر (جبهه شمالی)، ۴۳۰ متر (جبهه شرقی)، ۳۹۰ متر (جبهه جنوبی) میباشد. همچنین طول تخت جمشید برابر با طول آکروپولیس در آتن است، اما عرض آن چهار تا پنج برابر آکروپولیس بوده. کتیبه عظیم داریوش بزرگ بر دیوار جبهه جنوبی تخت جمشید، آشکارا گواهی می‌دهد که در این مکان هیچ بنایی از قبل وجود نداشته ‌است. وسعت کامل کاخ‌های تخت جمشید ۱۲۵ هزار متر مربع است

قدیمی‌ترین بخش تخت جمشید بر پایهٔ یافته‌های باستان ‌شناسی مربوط به سال ۵۱۸ پیش از میلاد است. آنگونه که در منابع متعدد و گوناگون تاریخی آمده‌ ساخت تخت جمشید در حدود ۲۵ قرن پیش در دامنه غربی کوه رحمت یا میترا یا مهر و در زمان داریوش بزرگ آغاز گردید و سپس توسط جانشینان وی با تغییراتی در بنای اولیه آن ادامه یافت. بر اساس خشت‌ نبشته‌های کشف شده در تخت جمشید، در ساخت این بنای با شکوه معماران، هنرمندان، استادکاران، کارگران، زنان و مردان بیشماری شرکت داشتند که علاوه بر دریافت حقوق از مزایای بیمهٔ کارگری نیز استفاده میکردند. ساخت این مجموعهٔ بزرگ و زیبا بنا به روایتی ۱۲۰ سال به طول انجامید

یکی از هنرهای معماری در تخت جمشید این است که نسبت ارتفاع سر درها به عرض آنها و همین طور نسبت ارتفاع ستون‌ها به فاصلهٔ بین دو ستون نسبت طلایی است. نسبت طلایی نسبت مهمی در هندسه است که در طبیعت وجود دارد. این نشانگر هنر ایرانیان باستان در معماری است

پژوهش‌های باستان ‌شناسی

اولین کاوش‌های علمی در تخت جمشید توسط ارنست امیل هرتزفلد آلمانی در ۱۹۳۱ صورت گرفت. وی توسط مؤسسه خاورشناسی دانشگاه شیکاگو فرستاده شده بود. یافته‌های وی هنوز در این مؤسسه نگهداری میشوند. هرتزفلد معتقد بود دلیل ساخت تخت جمشید نیاز به جوی شاهانه و باشکوه، نمادی برای امپراتوری پارس و مکانی برای جشن گرفتن وقایع خاص به خصوص نوروز بوده ‌است. به دلایل تاریخی تخت جمشید در جایی که امپراتوری پارس پایه گذاشته شده بود ساخته شده. هر چند در آن زمان مرکز امپراتوری نبوده‌ است. معماری تخت جمشید به دلیل استفاده از ستون‌های چوبی مورد توجه قرار گرفته. معماران تخت جمشید فقط زمانی از سنگ استفاده کرده‌اند که بزرگترین سرو‌های لبنان یا ساج‌های هند اندازه‌های لازم برای تحمل سقف را نداشته‌اند. در حالی که ته ستون‌ها و سر ستون‌ها همه از سنگ بوده‌اند

معماران و هنرمندان

معماران، هنرمندان و متخصصان در ساخت تخت جمشید از ملل مختلف زیر نفوذ شاهان هخامنشیان مانند آشوریان، مصریان، اورارتوئیان، بابلیان، لودیان، ایونیان، هندوان، سکائیان و غیره تشکیل می‌شدند

معماری حرفه‌ای

در گذر زمان تعدادی از ستون‌های دروازه کاخ صد ستون در تخت جمشید حوادثی مثل زلزله را پشت سر گذاشته و سر پا مانده‌اند. آن‌ها در نگاه اول یکپارچه به نظر می‌رسند اما در حقیقت تکه تکه هستند و روی هم سوار شده‌اند. راز پایداری آن‌ها مقابل زمین لرزه در محل اتصال این تکه‌هاست، جایی که دو تکه ستون به وسیله سرب مذاب به هم متصل گشته اند. این سرب علاوه بر محکم کردن اتصال دو تکه ستون، نقش مهمی برای مقاومت سازه در مقابل زمین لرزه داشته. سرب فلز چکش خوار و نرمی است که هنگام بروز زمین لرزه از خودش واکنش نشان داده و خرد نمیشود، این همان نقشی است که در ساختمان‌های امروزی و مدرن بر عهده فنر لای ستون‌ها گذاشته می‌شود

آرایش نقوش

 

معماران و هنرمندانی که در ساخت تخت جمشید نقش داشتند، نقش‌ها را از سه طریق می‌آراستند

یکی چسباندن فلزات گرانبها به صورت رویهٔ تاج، گوشوار، طوق، یاره و نظایر آن به اصل نقش و توسط سوراخ‌هایی که در دو طرف شی مورد نظر برای گوهرنشانی میکندند

دوم نگاریدن و نقر کردن تزئینات اصلی لباس، تاج و کلاه با سوزن، به نحوی بسیار ظریف که نمونهٔ آن بر درگاه‌های کاخ داریوش (تچر) و حرمسرا وجود دارد

سوم رنگ‌آمیزی، که نمونه‌هایی از آن در کاخ سه دری و صد ستون موجود میباشد

سنجش درازا و شمارگان در معماری تخت جمشید

پژوهش‌های کرفتر، نیلندر، هرمان هسه، خانم و آقای تیلیا و مایکل رف، مقیاس‌های طولی در تخت جمشید را روشن کرده‌است. کوچکترین واحد اندازه گیری یک انگشت بوده‌ که با مقیاس امروزی ۲۲ میلی متر میشود. واحدهای دیگر عبارت بودند از

کف یا قبضه برابر ۴ انگشت یا ۸۷ میلی‌ متر

گام تخت جمشیدی برابر ۱۶ انگشت یا ۳۴۷ تا ۳۴۸ میلی ‌متر

ارش (گز) برابر

106.6666 سانتی متر

بهترین مورد برای بررسی از مقیاس گام تخت جمشیدی، پلکان شرقی آپادانا است که در یک نظر رابطه منطقی طول و عرض قسمت‌های آن بدین صورت مشخص میگردد

جبههٔ پلکان را به طور کلی به قسمت شمالی (سان سربازان و بزرگان)، مرکزی (مهتابی جلو) و جنوبی (سان هدیه ‌آوران) می‌توان تقسیم نمود. هر یک از آنها ۷۸ گام طول و ۹ گام بلندی دارد. قسمت میانی مهتابی جلو، ۹ گام بلندی و دو برابر آن طول داشته و دو شیب پلکان‌های متقارن آن هر یک قاعده‌ای به طول ۳۰ گام دارند. از لبهٔ مهتابی جلویی تا آغاز شیب هر یک از پلکان‌های متقارن مهتابی عقبی، درست ۷۸ گام میشود و در همه این اعداد ضریبی از عدد ۳ را که در ایران باستان مقدس بوده‌ است، می‌یابیم. در آن دوران اعداد ۳، ۷ و ۹ اعدادی مقدس دانسته میشده‌اند و بررسی این نگاره موارد زیر را در تخت جمشید ثابت کرده ‌است

آپادانا در مجموع ۷۲ ستون دارد که برابر ۷۲ فصل یسنای اوستا ۷۲ رشته کشتی (کستی) است که ایرانیان باستان به کمر میبسته‌اند. بر نقوش بارعام کاخ صد ستون و نقش‌نمای آرامگاه‌ها، پادشاه و شش تن از یارانش را نشان داده‌اند که درست مانند قرار گرفتن اهورامزدا در میان شش فرشته بزرگ در باور ایرانیان باستان است و تأیید کننده زرتشتی بودن هخامنشی‌هاست.

پلکان بزرگ شمال‌غربی ۱۱۱ پله (یعنی سه بار عدد یک) دارد که حاصل ضرب ۳۷ در عدد ۳ است و شمار منزل‌های راه‌ شاهی از شوش تا سارد هم درست ۱۱۱ بوده‌ است

پلکان‌های ورودی سکو و دروازهٔ ملل یا کاخ دروازه کشورها

ورودی سکو، دو پلکان است که روبروی یکدیگر و در بخش شمال غربی مجموعه قرار دارند که همچون دستانی است که آرنج خویش را خم کرده و بر آن است تا مشتاقان خود را از زمین بلند کند و در سینهٔ خود جای دهد. این پلکان‌ها از هر طرف ۱۱۱ پله‌ٔ پهن و کوتاه(به ارتفاع ۱۰ سانتیمتر) دارند. بر خلاف عقیدهٔ بسیاری از مورخین که مدعی بودند ارتفاع کم پله‌ها به خاطر این بوده که اسب‌ها نیز بتوانند از پله‌ها بالا بروند، پله‌ها را کوتاهتر از معمول ساخته‌اند تا راحتی و ابهت میهمانان (که تصاویرشان با لباسهای فاخر و بلند بر دیوارهای تخت جمشید نقش بسته) هنگام بالا رفتن حفظ شود. بالای پلکان‌ها، بنای ورودی تخت جمشید، دروازه بزرگ یا دروازهٔ خشایارشاه که امروزه به دروازه ملل معروف است، قرار گرفته. ارتفاع این بنا ۱۰ متر است. این بنا یک ورودی اصلی و دو خروجی داشته‌ که امروزه بقایای دروازه‌های آن برجاست. بر دروازهٔ غربی و شرقی طرح مردان بالدار و بر و طرح دو گاو سنگی با سر انسانی حجاری شده‌ است. این دروازه‌ها در قسمت فوقانی با شش کتیبهٔ میخی تزیین یافته ‌اند. در این کتیبه‌ها پس از ذکر نام اهورامزدا به نوشته شده است

این درگاه همه ملت هاست

دو دروازه خروجی یکی رو به جنوب و دیگری رو به شرق قرار دارند و دروازه جنوبی رو به کاخ آپادانا، یا کاخ بزرگ بار، دارد. کاخ آپادانا در شمال و شرق دارای دو مجموعه پلکان است. پلکان‌های شرقی این کاخ که از دو پلکان - یکی رو به شمال و یکی رو به جنوب - تشکیل شده‌اند، نقوش حجاری‌ شده‌ای را در دیوار کنارهٔ خود دارند. پلکان رو به شمال نقش‌هایی از فرماندهان عالی‌ رتبهٔ نظامی مادی و پارسی در حالی که گل‌های نیلوفر آبی را در دست دارند، حجاری گشته. در جلوی فرماندهان نظامی افراد گارد جاویدان در حال ادای احترام دیده میشوند. در ردیف فوقانی همین دیواره، نقش افرادی در حالی که هدایایی به همراه دارند و به کاخ نزدیک می‌شوند، دیده میشود

کاخ آپادانای تخت‌ جمشید

سنگ نگاره هدیه ‌آوران لودیه‌ ای که در حال حمل پیشکش‌های خود برای پادشاه هخامنشی هستند. این سنگ ‌نگاره در یکی از پلکان‌های کاخ آپادانای تخت جمشید سنگ ‌تراشی شده ‌است. کاخ آپادانا از قدیمی‌ ترین کاخ‌های تخت جمشید بوده که به فرمان داریوش بزرگ بنا شده‌ است، برای برگزاری جشن‌های نوروزی و پذیرش نمایندگان کشورهای وابسته به حضور پادشاه استفاده میگشته. این کاخ توسط پلکانی در قسمت جنوب غربی آن به «کاخ تچرا» یا «کاخ آینه» ارتباط مییابد. کاخ آپادانا از ۷۲ ستون تشکیل شده‌ که در حال حاضر ۱۴ ستون آن پابرجاست. در این بنا بلندا و دهانه ستون ها حیرت آور است، به صورتی که بعضی از آنها تا ده برابر قد یک انسان معمولی طول دارند. ته ستونهای ایوان کاخ گرد ولی ته ستونهای داخل کاخ مربع شکل است

کاخ تچر

تچر یا تچرا به معنای خانه زمستانی است. این کاخ نیز به فرمان داریوش کبیر بنا شده و کاخ اختصاصی وی بوده‌ است. روی کتیبه‌ای آمده: «من داریوش این تچر را ساختم.» این کاخ یک موزه خط هم به شمار میرود. قسمت اصلی کاخ توسط داریوش بزرگ و ایوان و پلکان سنگی جنوبی توسط خشایارشاه و پلکان سنگی غربی توسط اردشیر دوم بنا شده ‌است

کاخ هدیش

این کاخ که کاخ خصوصی خشایارشاه بوده‌است، در مرتفع‌ ترین قسمت صفهٔ تخت جمشید قرار دارد. کاخ از طریق دو مجموعه پلکان به کاخ ملکه ارتباط داشته و احتمال میرود آتش سوزی از این مکان شروع شده باشد. به خاطر نفرتی که آتنی‌ها از خشایارشاه داشتند، به خاطر به آتش کشیده شدن آتن به دست وی. رنگ زرد سنگ‌ها نشان دهنده تمام شدن آب درون سنگ‌ها به خاطر حرارت است. اینجا مکان کوچکی بوده که احتمالا دارای 36 ستون بوده. به خاطر ویرانی شدید اطلاعات زیادی در مورد این کاخ در دسترس نیست اما خیلی‌ها از اینجا به عنوان کاخ مرموز نام برده‌اند. هدیش به معنای جای بلند است و چون نام زن دوم خشایارشاه هدیش بوده ‌است، نام کاخ خود را هدیش میگذارد. این کاخ در جنوبی ‌ترین قسمت صفه قرار دارد و قسمت‌های زیادی از کف خود کوه ‌است

کاخ ملکه

این کاخ توسط خشایارشاه ساخته شده‌ و به نسبت سایر بناها در ارتفاع پایین‌ تری قرار گرفته ‌است. بخشی از این کاخ در سال ۱۹۳۱ توسط شرق‌ شناس مشهور، پروفسور ارنست امیل هرتزفلد، خاکبرداری و از نو تجدید بنا گردید و امروزه به عنوان موزه و ادارهٔ مرکزی تأسیسات تخت جمشید مورد استفاده قرار میگیرد

کاخ ه

کاخ ه یا کاخ اچ یکی از کاخ‌های تخت جمشید بوده که در جنوب ‌غربی تختگاه و در غرب کاخ هدیش قرار گرفته‌ است. پلکان منقوشی که از دو جانب به این کاخ راهبر است، اکنون حالتی نیمه ویران دارد. پلکان اصلی به گواهی قطعه مکتوبی که از آن به جای مانده، به بنایی تعلق دارد که خشایارشاه آن را آغاز و اردشیر یکم تمام کرده‌ است

کاخ سه‌ در

کاخ سه ‌در، دروازه شاهان، سه ‌دروازه، سه دری یا کاخ مرکزی، در مرکز کوشک شاهی تخت‌ جمشید قرار گرفته که توسط سه درگاه و چند راهرو به کاخ‌های دیگر راه می‌یابد و از این جهت آن را کاخ مرکزی و یا سه دری نیز میخوانند. چون بر پلکان‌های این کاخ، نجیب ‌زادگان پارسی را نقش کرده‌اند که به حالتی دوستانه و غیر رسمی، برای ملاقات فرمانروا میروند و نیز به سبب نوع کاربری و موقعیت کاخ، گاهی آن را دروازه شاهان نیز نامیده‌اند. پیشتر بنای این کاخ را به داریوش بزرگ نسبت میدادند، اما دلایلی در درست است که ساخت کامل آن به وسیله اردشیر یکم صورت گرفته بوده‌

کاخ صدستون

وسعت این کاخ در حدود ۴۶۰۰۰ فوت مربع (حدود ۴۳۰۰ متر مربع) است و سقف آن به ‌وسیلهٔ صد ستون که هر کدام ۱۴ متر ارتفاع داشته‌اند، بالا نگه داشته میشده. گمان میرود این کاخ به دلیل موقعیت استراتژیکی که داشته مخصوص پاسداران شاه بوده باشد‌

کاخ شورا

به این مکان کاخ شورا یا تالار مرکزی هم میگویند که احتمالاً شاه در اینجا با بزرگان به بحث و مشورت میپرداخته ‌است. با توجه به نقوش حجاری شده، از یکی از دروازه‌ها شاه وارد میشده و از دو دروازه دیگر خارج میگشته است. به این دلیل به این جا کاخ شورا می‌گویند که در اینجا دو سرستون انسان وجود داشته که جاهای دیگری نیست و سر انسان سمبل تفکر است

ساختمان خزانهٔ شاهنشاهی

این مجموعه مشتمل بر یک تالار ۹۹ ستونی، یک تالار صد ستونی، تعدادی سالن، اتاق و دو حیاط خلوت است. مجموعه ساختمان‌های خزانه توسط حصاری ضخیم و خیابانی پهن از مابقی قسمت‌ها جدا میشده‌ است. بر اساس روایت مورخین یونان باستان پس از سقوط تخت جمشید اسکندر، طلا، نقره و اشیای قیمتی خزانه تخت جمشید را که بزرگترین خزانه هخامنشیان بوده‌ با سه هزار شتر و تعداد زیادی اسب و قاطر به محل دیگری انتقال داده‌ است. خزانه به فرمان داریوش بزرگ بنا شده و خشایارشاه در آن اصلاحاتی به عمل آورده ‌است. اکثر ظروف، مجسمه‌ها و به خصوص هشت لوح سنگی معروف خشایارشاه نیز از این محل به دست آمده. در حفاری های علمی گذشته در این محل نیز تعداد زیادی الواح گلی به خط میخی و زبان ایلامی مربوط به دستمزد کارگران کشف شد

مجلس بار عام شاهی که در همین محل کشف شده، خشایارشاه (نه داریوش بزرگ که پیشتر میپنداشتند) را نشان میدهد که با لباس تمام رسمی بر تخت نشسته‌ است و عصای شاهی را در دست راست و گل نیلوفر آبی (لوتوس) را که نشانهٔ شاهان هخامنشی است به دست چپ گرفته. ‌پشت سر شاه ولیعهد با گل نیلوفر آبی در دست چپ ایستاده و دست راست خود را باحالت احترام بالا نگاه داشته‌ است. سپس یکی از خواجگان دربار و بعد از او اسلحه‌ دار شاه ایستاده‌اند. در مقابل شاه دو عودسوز قرار دارند و رییس تشریفات به حالت احترام گزارش میدهد. مراسم زیر یک شادروان (چادر سلطنتی) انجام می‌گرفته که در اطراف آن چهار نگهبان حضور دارند. بر اساس تحقیقات به عمل آمده جایگاه اصلی این نقش، بخش مرکزی پلکان آپادانا بوده ‌است

 

سنگ ‌نبشته‌های داریوش بزرگ

کتیبه پی بنای تخت جمشید توسط داریوش بزرگ در دیواره جنوبی تخت جمشید به صورتی که شش رَج به سه زبان، چندین بار روی چهارچوب‌های اندرونی کاخ داریوش، بالای نگاره‌های داریوش و همراهانش آمده‌ است

داریوش شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه کشورها، پسر ویشتاسپ هخامنشی، کسی که این کاخ را ساخت

یک رَج به سه زبان روی پوشاک داریوش؛ هم اکنون در بخش نشانه های نسک‌ خانهٔ میهنی پاریس نهاده ‌است

داریوش شاه بزرگ، پسر ویشتاسب هخامنشی

بیست و چهار رَج تنها به زبان پارسی باستان، روی دیوار جنوبی کاخ داریوش

اهورامزدای بزرگ، بزرگ‌ ترین ِ بغان، او داریوش شاه را آفرید، او شهریاری را به او ارزانی داشت؛ به خواست اهورامزدا داریوش شاه است

داریوش شاه گوید: این کشور پارس که اهورامزدا به من ارزانی داشت، زیبا، دارنده اسبان خوب، دارندهٔ مردان خوب، به خواست اهورامزدا و نیز من داریوش شاه، از دیگری نمیترسد

داریوش شاه گوید: اهورامزدا مرا یاری کند، با بغان خاندان شاهی و این کشور را اهورامزدا از دشمن، از خشک‌ سالی، از دروغ بپاید. به این کشور نه دشمن، نه خشک‌ سالی، نه دروغ بیاید؛ این را من چون بخشایشی از اهورامزدا با بغان خاندان شاهی درخواست میکنم. باشد که این نیکی را اهورامزدا با بغان خاندان شاهی به من بدهد

به زبانهای ایلامی و اکدی هر کدام بیست و چهار رَج. نوشتهٔ پارسی باستان ندارد

من داریوش شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه کشورهای بسیار، پسر ویشتاسپ هخامنشی هستم.

داریوش شاه گوید: به خواست اهورامزدا این‌ها هستند کشورهایی که من افزون بر مردم پارسی، از آنِ خود کردم، که از من ترسیدند و به من باج دادند: ایلام، ماد، بابل، ارابایه، آشور، مسر، ارمنیه، کبدوکیه، سارد، ایونی‌هایی خشکی و (آن‌ها) که کنار دریا هستند، و کشورهایی که آن سوی دریا هستند، اسَگرتیا، پارت، زرنگ، هرات، بلخ، سغد، خوارزم، ثتگوش، رخج، سند، گندار، سَکَ، مَکَ

داریوش شاه گوید: اگر اینگونه بیندیشی «از دیگری نترسم» این مردم پارس را بپای؛ اگر مردم پارس پاییده شوند، از این پس شادی پیوسته به دست اهورا بر این خاندان فرو خواهد رسید

سه زبانه، پارسی باستان ده رَج، ایلامی هفت رَج و اکدی هشت رَج، روی دو لوح طلایی و دو لوح سیمین که هم اکنون در تهران نگهداری میشوند

داریوش شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه کشورها، پسر ویشتاسپ هخامنشی.

داریوش شاه گوید: این است شهریاری که من دارم، از سکاهای آن سوی سغد، از آن جا تا کوش (اتیوپی)، از هند، از آن جا تا سارد، که آن را اهورامزدا،؛ بزرگ ‌ترین ِ بغان بر من ارزانی داشت. اهورامزدا مرا و خاندان مرا بپاید

سنگ‌ نبشته‌های خشایارشاه

من خشایارشاه، شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه سرزمین‌های دارندهٔ همه گونه مردم، شاه در این زمین ِ بزرگِ دور و دراز. پسر داریوش شاه هخامنشی. شاه خشایارشا گوید: به خواست اهورامزدا این دالانِ همه کشورها را من ساختم. بسیار (ساختمان) خوب دیگر در این (شهر) پارس ساخته شد، که من ساختم و پدر من ساخت. هر بنایی که زیبا دیده میشود، آن همه را بخواست اهورامزدا ساختیم

شاه خشایارشا گوید: اهورامزدا مرا و شهریاری مرا بپاید و آن چه را که به دست من ساخته شده و آن چه را که به دست پدر من ساخته شده، آن را اهورامزدا بپاید

شاه خشایارشا گوید: داریوش را پسران دیگری بودند، ولی چنان که اهورامزدا را کام بود، داریوش، پدر من، پس از خود، مرا بزرگ ترین کرد. هنگامی که پدر من داریوش، از تخت کنار رفت، به خواست اهورامزدا من بر جایگاه پدر شاه شدم. هنگامی که من شاه شدم، بسیار ساختمان‌های والا ساختم. آن چه را که به دست پدرم ساخته شده بود، من آن را پاییدم و ساختمان دیگری افزودم. آن چه را که من ساختم و آن چه که پدرم ساخت آن همه را به خواست اهورامزدا ساختیم

شاه خشایارشا گوید: پدر من داریوش بود؛ پدر داریوش ویشتاسب نامی بود. پدر ویشتاسب ارشام نامی بود. هم ویشتاسب و هم ارشام هر دو در آن هنگام زنده بودند، اهورامزدا را چنین کام بود، داریوش، پدر من، او را در این زمین شاه کرد. زمانی که داریوش شاه شد، او بسیار ساختمان‌های والا ساخت

کتیبه اردشیر یکم در تخت جمشید

خدای بزرگ اهورامزداست، که این زمین را آفرید، که آن آسمان را آفرید، که آدم را آفرید، که شادی را برای آدم آفرید، که خشایارشاه را شاه کرد، یک شاه از بسیاری٬ یک فرماندار از بسیاری

کتیبه‌ ها

کتیبه‌ های غیرهخامنشی

یکی از نقاط قابل توجه که در مجموعه کاخ‌های تخت جمشید وجود دارد، موجودیت کتیبه ‌هایی است که مربوط به دوران شاهنشاهی هخامنشیان نمیشود. عضدالدوله دیلمی در آنجا دو کتیبه به خط کوفی به یادگار گذاشته و کتیبه‌های دیگری هم به عربی و فارسی از سده‌های بعد و اشخاص تاریخی دیگر در آنجا باقی مانده که آخرین آنها مربوط به اواخر دوره قاجار میباشد

کتیبه‌ های گلی

در حفاری‌های انجام شده در محل تخت جمشید تعداد بسیار کتیبه‌ های گلی که در انبارهای زیر تخت جمشید انباشته شده که بر اثر سوختن تخت جمشید پخته شدند، یافت شد و همگی به آمریکا ارسال شد که متأسفانه در بین راه تعداد بسیاری از آنها از بین رفتند و مقدار مانده نیز به علت جنگ جهانی دوم در انبارهای دانشگاه آمریکا ماند و ترجمه نشد. سرانجام ترجمه صورت گرفت که مشخص شد حاوی دفاتر حسابداری امپراتوری هخامنشی است و فراتر از آن مشخص شد ایرانیان در آن زمان چگونه میزیسته‌ اند؛ به عنوان مثال مشخص شد کلیه کارگران و مهندسان در ساخت تخت جمشید حقوق در یافت داشته (شراب - گندم و...) و زنان دارای حقوق کامل بوده و حتی مرخصی بارداری داشته و کسانی هم حقوق دریافت میداشته ‌اند تا از کودکان مراقبت کنند متأسفانه در تاریخ ۱۳۸۷ هـ. ش. مشکلات زیادی بر سر این کتیبه ‌ها رخ داد به این شکل که تعدادی یهودی با ادعای دست داشتن حکومت جمهوری اسلامی در بمب گذاری‌ها علیه یهودیان تقاضای غرامت کرده و به عنوان مال ایران این کتیبه ‌ها را معرفی کردند و تقاضای دریافت این کتیبه ‌ها را به عنوان غرامت نمودند

نظام پرداخت حقوق به کارگران تخت جمشید

در اواخر سال ۱۳۱۲ بر اثر خاکبرداری در گوشهٔ شمال غربی صفه تخت جمشید، حدود چهل هزار لوحه گلی به شکل مهرهای نماز بدست آمد. بر روی این الواح واژگانی به خط میخی ایلامی نوشته شده بود که پس از خواندن آشکار شد که این الواح ایلامی، اسناد ساخت قصرهای تخت جمشید است. در میان الواح بعضی به زبان پارسی و خط ایلامی است. از کشف این الواح، نظریاتی که اظهار میداشتند قصرهای تخت جمشید مانند اهرام مصر با به بیگاری گرفتن رعایا ساخته شده باطل گشت زیرا این اسناد ایلامی ثابت میکند که به تمام کارگران این قصرها، از جمله کارگران ساختمانی و نجار و سنگ‌ تراش و معمار و مهندس مزد میدادند و هر کدام از این الواح سند هزینه یک یا چند نفر کارگر است. کارگرانی که در بنای تخت جمشید نقش داشتند، از ملت‌های مختلف چون ایرانی، مصری، بابلی، یونانی، ایلامی و آشوری تشکیل میشدند که همهٔ آنان رعیت دولت شاهنشاهی هخامنشی ایران به‌ شمار میرفتند. بر اساس خشت‌ نوشته‌های کشف شده در تخت جمشید در ساخت این بنای با شکوه معماران، هنرمندان، استادکاران، کارگران، زنان و مردان بی‌ شماری شرکت داشتند که علاوه بر دریافت حقوق از مزایای بیمه کارگری نیز استفاده میکردند. ساخت این مجموعه بزرگ و زیبا بنا به روایتی ۱۲۰ سال، تقریبا تا سال 330 قبل از میلاد که اسکندر حمله کرد، به طول انجامید

جایگاه کنونی این سازه

در دورهٔ نو و با بازگشت و پیدایش حس میهن ‌پرستی در میان ایرانیان و ارج‌ گذاری به گذشتگان این سرزمین، تخت جمشید اعتبار بسیاری یافت. در زمان حکمرانی خاندان پهلوی در ایران به این بنا توجه فراوانی گردید و محمد رضا شاه پهلوی جشن‌ های دو هزار و پانصد سال شاهنشاهی ایران را در این سازهٔ کهن انجام داد. با آغاز رویداد انقلاب اسلامی این سازه را یادگار شاهان خواندند و بسیار مورد بی ‌مهری قرار دادند. از جمله آیت‌الله خلخالی اولین حاکم شرع دادگاه‌های انقلاب برای تخریب آن عازم شد، اما با مقاومت مردم و پرسنل تخت جمشید ناکام ماند. ولی امروزه میتوان تخت جمشید را نام ‌آورترین و دوست ‌داشتنی‌ ترین سازه در ایران و در میان ایرانیان و همچنین نماد شکوه گذشتگان دانست

سد سیوند که در ۹۵ کیلومتری شمال شیراز، ۵۰ کیلومتری شهر باستانی تخت جمشید و حدود ۱۰ کیلومتری پاسارگاد بر روی رودخانهٔ سیوند ساخته شده.‌ رودخانهٔ پلوار بین این دو محوطهٔ باستانی ثبت شده در فهرست میراث جهانی یونسکو (تخت جمشید و پاسارگاد) در کنار آرامگاه کورش و در دل تنگه بلاغی جریان داد. با آب‌ گیری این سد مخالفت‌های بسیاری صورت گرفته. معترضان به آبگیری سد سیوند معتقدند آبگیری این سد پیامدهای ناگواری را برای میراث فرهنگی و طبیعی منطقهٔ دشت پاسارگاد و تنگه بلاغی به همراه خواهد داشت. متأسفانه سر انجام این سد در فروردین ۱۳۸۶ هـ. ش. آبگیری شد. شایان ذکر است که عمر مفید سد ۳۰ سال تخمین زده شده اما کارشناسان تأثیر تخریبی این سد را بسیار زیاد دانسته و اعلام میداشتند یک پروژه سی ساله عمر مفید باعث تخریبی در آثار ملی و ضربه به آنها خواهد شد

جشن‌های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی ایران

جشن‌های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی ایران در شهر شیراز و در کنار تخت جمشید با حضور سران کشورهای گوناگون جهان برگزار میشد. از میهمانان در ۵۰ چادر اشرافی پذیرایی به عمل میامد. آغاز مراسم در پاسارگاد و در جوار آرامگاه کوروش بود که طی آن شاه نطق معروف خود را بیان داشت و سپس سران و پادشاهان ۶۹ کشور جهان، به کوروش بزرگ ادای احترام کردند

موزه تخت جمشید

بنای موزه تخت جمشید کهن ‌ترین بنای ایران است که مرمت شد و به موزه اختصاص یافته ‌است. این ساختمان یکی از مجموعه کاخ‌های تخت جمشید بوده که بخش‌هایی از این بنا که در حال حاضر به عنوان موزه مورد استفاده ‌است، شامل یک ایوان، دو نگارخانه و یک تالار میباشد. در ایوان موزه که در سمت شمال ساختمان قرار دارد و ورودی موزه در آن واقع گشته، دو جرز (دیوار اطاق و ایوان، پایهٔ ساختمان که از سنگ و آجر سازند) سنگی عظیم یک پارچه به ارتفاع تقریبی ۸ متر و عرض ۲۰ متر به وزن حدود ۸۰ تن در جلو و طرفین قرار دارد. هر یک از این دو جرز سترگ‌ ترین سنگ یک پارچه‌ای است که در تخت جمشید مورد استفاده قرار گرفته. سقف ایوان را هشت ستون چوبی با سر ستون‌های گاو دو سرنگه میدارد. موزه تخت جمشید در ۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۱ خ و مصادف با ۱۸ ماه مه ۲۰۰۲ (میلادی)، روز جهانی موزه افتتاح شد

تخت جمشید از نگاه سفر نامه نویسان

 

سفر نامه یا کتاب فیثاغورس - زایش ۶۰۸ پیش از میلاد درگذشت ۵۰۹ ق. م- یکی از قدیمی ترین منابع در باره تخت جمشید است. او آن را بنایی عظیم دانسته و گفته است صدها نفر در حال تکمیل آن هستند به صورتی که وقتی این بنا تکمیل شود، بزرگترین بنای جهان خواهد بود

پولیپیوس مورخ یونانی سده سوم پیش از میلاد متذكر شده است كه در زمان هخامنشیان آن كس كه كاریزی حفر یا زمینی را آباد میكرد یا كاریز خشكی را بازسازی می نمود مالیات ۵ نسل بر او بخشوده میشد.

در سیاحتنامه فیثاغورس به باغهای مصفا كه با دولاب آبیاری میگشته اشاره شده كه داریوش و كوروش خود ساعتی را در آن به كشاورزی میپرداخته اند. او از اسبهای تربیت شده که آنها را پارس میخواندند یاد کرده است

تخت جمشید پس از اسلام

تخت جمشید در دورهٔ اسلامی نیز به عنوان کاخی تاریخی و آیینی اهمیت داشت و شگفتی حاصل از بزرگی بنا، سبب شد که تا مدت‌ های طولانی آن را به جمشید یا سلیمان نبی که هر دو را یکی میپنداشتند، منسوب نمایند. مردم در زمان مسعودی (قرن چهارم هجری قمری) آن را مسجد سلیمان بن داوود مینامیدند، ولی مسعودی فکر میکرد که آنجا بنایی کهن بوده که بعدها همای، دختر بهمن پسر اسفندیار، آن را آتشکده کرده ‌است. دیلمیان، تخت جمشید را ساخته اجداد خود میدانسته و عضدالدوله دیلمی در کاخی که به اسم فرزندش ابونصر در شیراز ساخت، تعدادی از در و درگاه‌های کاخ تچر (کاخ داریوش بزرگ) را به آنجا منتقل کرد و در آنجا نصب نمود. محمد بن محمود طوسی در قرن ششم هجری قمری از اصطخر به عنوان دارالملک سلیمان یاد کرده و از مسجد سلیمان و نقوش و حجاری‌ های آن سخن به میان آورده و مانند اصطخری احداث این بنای سترگ را به دیوها و پریان نسبت داده ‌است. در همان زمان، ابن بلخی این مکان را کاخ جمشید دانسته و ضمن توصیف آن، برخی ویژگی‌های طبی موجود در مصالح به کار رفته در آن را که در بین مردم آن دوره شناخته شده بوده، برشمرده به علاوه در قرن هشتم هجری قمری نیز آن چه حمداللّه مستوفی در باره تخت جمشید از نویسندگان پیش از خود نقل کرده، گویای استمرار عقاید پیشین در این باره‌ است

تأثیر تخت جمشید بر معماری پس از خود

تخت جمشید نه فقط یکی از پایتخت‌های دوره هخامنشیان و مرکزی تشریفاتی، اداری و اقتصادی به شمار میرفته، بلکه الگویی برای هنر ملت‌های بعدی هم گشته‌ است. بعدها در اصطخر و نقش رستم به تقلید از پارسه آثاری به وجود آوردند. پادشاهان فارس از تخت جمشید برای آزادی از سلطه مقدونیان الهام میجستند. ساسانیان به پارسه احترام مینهادند و به دستور بابک و دو پسرش، اردشیر و شاپور، نقش آنان را به روش سوزنی در دیوار شمالی، تالار حرمسرا کندند و شاپور سگانشاه دو کتیبه از خود در کاخ تچر که کاخ داریوش بزرگ بود، باقی گذاشت. معماران و هنرمندان دوره ساسانی از تزیینات و ویژگی‌های هنری و معماری تخت جمشید الگوبرداری کرده‌ اند، به عنوان مثال در درگاه‌های فیروزآباد، پلکان کنگاور، نقش هدیه پردازان و نجبا در سنگ‌ تراشی شاپور یکم در بیشاپور، سرستون های سنگی کاخی در بیشاپور و شیار ستون‌های گچی شیز (تخت سلیمان آذربایجان). این‌ گونه تقلید به خارج از کشور ایران هم رسوخ کرده و حتی در تزیینات و طرح‌های آکروپل آتن هم مشخص است. تأثیر مستقیم ستون‌ها و تزیینات تخت جمشید بر هنر هند و بلخ در دوره یونان‌ گرایی (هِلِنیسم) روشن است، چنانکه حتی مظهر مردم و دولت هند، یعنی ستون سَرْنات، نیز تقلیدی از ستون‌های تخت جمشید میباشد

سرانجام تخت جمشید

مجموعه کاخ‌های تخت جمشید، در سال (۳۳۰ پیش از میلاد) به دست اسکندر مقدونی به آتش کشیده شد و تمام بناهای آن به صورت ویرانه در آمد. از بناهای بر جای مانده و نیمه ویرانه، بنای مدخل اصلی تخت جمشید است که به کاخ آپادانا معروف است و مشتمل بر یک تالار مرکزی با ۳۶ ستون و سه ایوان ۱۲ ستونی درقسمت‌های شمالی، جنوبی و شرقی است که ایوان‌های شمالی و شرقی آن به‌ وسیله پلکان هایی به حیاط‌ های مقابل متصل و مربوط میشوند. بلندی صفه در محل کاخ آپادانا ۱۶ متر و بلندی ستون‌های آن ۱۸ متر میباشد.‌ این‌ مجموعه در فهرست آثار تاریخی ایران و نیز در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیده است‌

فیلم تخت‌جمشید

فیلم شکوه تخت جمشید، که روایتگر جلوه‌های تخت جمشید است و به وسیله تجهیزات رایانه‌ای بازسازی شده و در تورنتو کانادا به نمایش عموم در آمد. فرزین رضائیان تهیه کننده و کارگردان ایرانی مقیم آمریکا برای تهیه این فیلم از یاری بسیاری از کارشناسان آمریکایی، بریتانیایی و فرانسوی بهره برده‌ و به مهمترین موزه های جهان مانند لوور، آرمیتاژ، متروپولیتن نیویورک و مانند آنها برای تهیه عکس و فیلم مراجعه کرده ‌است. در بازسازی این فیلم جمعی از استادان ایران شناسی دانشگاه های معتبر جهان، همچون پروفسور عباس علیزاده از دانشگاه شیکاگو، پروفسور ریچارد فری از دانشگاه هاروارد، پروفسور شاپور شهبازی از دانشگاه ایسترن اورگن و پروفسور رمی بوکارلت محقق مرکز ملی علمی فرانسه نیز همکاری داشتند. این فیلم قبل از این هم در بخش چشم واقعیت یا سینمای مستند بیست و سومین جشنواره فیلم فجر شرکت کرده بود که بنا به دلایلی نتوانست نظر هیئت داوران را به خود جلب کند

شیراز - چاه مرتاض علی

نزدیکی‌های گهواره‌ی دید، جایی است به نام «چاه مرتاض علی» که بعضی‌ ها میگویند «چاه مرتضی علی» ولی همان اولی درست تر است. برای رفتن به آنجا باید پلکان گهواره دید را که از بوستان کوهپایه شروع میشود پیمود و بعد از رسیدن به گهواره دید از طریق راه پیاده رو سنگلاخی که بر بالای کوه از طرف گهواره دید به سمت مشرق کشیده شده پیش رفت و بعد از طی حدود 700 متر خاکی به آنجا رسید . آسانترین راه رسیدن به چاه به این صورت که باید تا گهواره‌ی دید و جاده اسفالته‌ ی پشت گهواره را تا انتهایش طی کرد، ساختمان از آنجا دیده میشود

این ساختمان دارای چند اطاق و ساختمانی قدیمی به سبک زمان صفویه است و مصالح ساختمانی آن از سنگ و ساروج می باشد. آنچه که حدس زده شده این است که شاید یکی از پرستشگاههای زرتشتیان بوده که پس از اسلام با احداث محرابی به صورت عبادتگاه اسلامی در آمده است. در زیر طاقنمای این ساختمان چاه و سردابه مانندی وجود دارد که به صورت مورب و کج در دل سنگ کوه ایجاد شده و دارای پله هایی ناهموار و شیبی تند و دهنه ای تقریبا تنگ است. در انتهای آن محوطه ای است تقریبا باز و خنک که آب چکه ای هم حوض آن را پر می کند

درون چاه داخل این ساختمانِ، تازه بازسازی شده ودارای یک سردر نسبتا قدیمی است که قوسی شکل بوده و بر روی آن فرشی آویزان است که زیر آن فرش ماشینی «بسم الله الرحمن الرحیم» یک کتیبه هست به تاریخ ۱۳۲۸ قمری (کمی کمتر از ۱۰۰ سال پیش. یک سال بعد از پیروزی مجاهدین و فتح تهران و فرار محمدعلی شاه قاجار). چند کتیبه ‌ی دیگر هم دور تا دور ورودی و اطراف آن هست که معمولا خیلی محو شده‌ اند و به سختی خوانده می‌شوند. قدیمی ترین کتیبه این بنا مربوط به سال ۱۰۱۲ قمری (دوران صفوی) است. اما خود چاه یک غار طبیعی با شیب خیلی تند که در حال حاضر پله برایش ساخته‌ اند و برای تامین روشنایی معمولا دور و بر ورودی شمع نذری پیدا میشود و از طناب‌هایی که به دیوارهای اطراف نصب شده هم می‌توان برای پایین رفتن کمک گرفت، تشکیل شده است

پس از پیمودن تقریبا ۱۵ پله‌ی تند رو به پایین، یک راهروی مسطح رو به جلو وجود دارد که ته آن راهرو مسطح، فضای نه چندان بزرگی به ارتفاع ۱۵۰ تا ۱۸۰ سانتیمتر، به صورتی که وسطش یک سنگ یادبود نصب گشته مورد توجه قرار میگیرد. معمولا همیشه روی سنگ چند شمع روشن میبینید

روی سنگ نقش یک شمع کشیده ‌اند. درون شعله نوشته شده است : «یا هو/ ای تو را با هر دلی رازی دگر». بالای تنه شمع نوشته شده: «حضرت مرتاض علی شاه که در قرن دوم هجری در این مکان بوصال معشوق رسید». زیر این نوشته هم غزلی از حافظ هست با مطلع: «گلغذاری ز گلستان جهان ما را بس» پایین سنگ تاریخ نصب آن را نوشته اند: به تاریخ ۲۶ تیرماه ۱۳۷۲

باستان شناسان می گویند این مکان و چاه آن معبد زرتشتیان و حکام قبل از اسلام بوده است که پس از اسلام به محل عبادت و ریاضت عارفان و مرتاضان تبدیل شده است. گروهی از مردم نام این محل را بر گرفته از فردی به نام (( مرتاض علی )) میدانند که او در این مکان به عبادت و ریاضت مشغول بوده است و معتقدند که در ته این چاه مدفون است. گروهی هم این مکان را قدمگاه حضرت علی ( ع ) دانسته و به آن (( چاه مرتضی علی ( ع ) )) می گویند . اما این باور نمیتواند چندان صحیح باشد

شیراز - حافظیه ، آرامگاه حافظ

حافظیه نام مجموعهٔ آرامگاهی موجود در شمال شهر شیراز و در جنوب دروازهٔ قرآن است. این مجموعه بدلیل جای‌ دادن آرامگاه حافظ شیرازی در خود به این نام مشهور شده‌ است. مساحت حافظیه ۲ هکتار بوده و از ۲ صحن شمالی و جنوبی تشکیل یافته که این صحن‌ها توسط تالاری از یکدیگر جدا شده ‌اند. این مجموعه ۴ درب ورودی - خروجی دارد که درب اصلی در سمت جنوب آن، دو درب در سمت غرب آن و یک درب در سمت شمال‌ شرقی آن قرار گرفته است

تالار حافظیه که از آثار دورهٔ زندیان است، ۵۶ متر طول و ۸ متر عرض داشته و از ۲۰ ستون سنگی، هرکدام به ارتفاع ۵ متر تشکیل شده‌ است. این تالار پیش تر شامل ۴ ستون و ۴ اتاق بوده که بعدها اتاق‌ها از محدودهٔ آن حذف گردیده‌ اند. در سمت شرق و غرب تالار ۲ اتاق - یکی متعلق به سازمان میراث فرهنگی و دیگری مربوط به دفتر آرامگاه - وجود دارد. شیوهٔ معماری این تالار مربوط به دوره‌های هخامنشیان و زندیان است

تاریخچه ساخت و مرمت آرامگاه حافظ

در سال ۸۵۶ ه. ق. ( ۱۴۵۲) حدود ۶۵ سال پس از وفات حافظ شمس الدین محمد یغمایی، وزیر میرزا ابوالقاسم گورکانی؛ حاکم فارس، برای اولین بار عمارتی گنبدی شکل بر فراز مقبره حافظ بنا کرد و در جلو این عمارت، حوض بزرگی ساخت که از آب رکن آباد پر میشد

دوره صفویان و افشاریان

این بنا در زمان حکومت شاه عباس صفوی (اوایل قرن یازدهم هجری قمری) مورد مرمت و باز سازی قرار گرفت و همچنین به دستور نادرشاه افشار آرامگاه بار دیگر مرمت شد

دوره زندیه

کریم‌خان زند (۱۱۸۷ ه. ق.) بر مقبره حافظ، بارگاهی به سبک بناهای خود ساخت و بر تربتش سنگی مرمرین نهاد که امروز نیز باقی است و دو غزل از حافظ به شیوه نستعلیق توسط حاجی آقاسی بیک افشار آذربایجانی نگاشته شده‌است که مطلع آن دو غزل چنین است

مژده وصل تو کو، کز سر جان برخیزم

طایر قدسم و از دام جهان برخیزم

و

ایدل غلام شاه جهان باش و شاه باش

پیوسته در حمایت لطف اله باش

هم چنین تالاری با چهار ستون سنگی یکپارچه بلند ساخت که از طرف شمال و جنوب گشاده بود و در دو سوی آن، دو اتاق بنا کرد به گونه ‌ای که مقبره حافظ در پشت این بنا قرار میگرفت و در جلو آن باغ بزرگی را احداث نمود

دوره قاجار و پهلوی

پس از کریم خان زند در سال ۱۲۷۳ ه. ق. طهماسب میرزا (مؤیدالدوله) حکمران فارس، آرامگاه حافظ را بار دیگر تعمیر و مرمت کرد و در سال ۱۲۹۵ ه. ق. ۱۸۷۸ م. معتمدالدوله فرهاد میرزا فرمانروای فارس در گرداگرد مقبره حافظ، معجری چوبی ساخت. پس از آن در سال ۱۳۱۷ ه. ق (اردشیر) زردشتی یزدی، بار دیگر بارگاه حافظ را مرمت و بر فراز آرامگاهش، معجری بنا کرد که حاج سید علی اکبر فال اسیری به دلیل زردشتی بودن اردشیر، بنای مرمت شده را ویران ساخت. این بنا تا سال ۱۳۱۹ ه. ق. ۱۰۹۱ م. همچنان ویران باقی ماند و در این سال شاهزاده ملک منصور ملقب به شعاع السلطنه حاکم فارس، به یاری علی اکبر مزین الدوله نقاش باشی، معجری آهنین بر فراز آرامگاه حافظ ساخت و کتیبه‌ای بر آن قرار داد

در سال ۱۳۱۰ ه. ش. دبیر اعظم بهرامی استاندار فارس بر دیوار جنوبی حافظیه سر در بزرگی از سنگ نصب نمود و در جهت آبادی نارنجستان آن تلاش کرد

ساخت بنای جدید

در سال ۱۳۱۴ هـ. ش سرهنگ علی ریاضی (رئیس فرهنگ فارس) با همیاری علی اصغر حکمت و نظارت علی سامی، با طراحی آندره گدار فرانسوی و با الهام گیری از عناصر معماری عهد کریم خان زند، به بازسازی بنای حافظیه اقدام نمودند و در سال ۱۳۱۵ به کوشش علی اصغر حکمت، بنای کنونی با بهره گیری از عناصر معماری زندیه و یادمان‌های حافظیه، توسط آندره گدار فرانسوی طراحی و با همکاری علی سامی به اجرا در آمد

دوره جمهوری اسلامی

در سال ۱۳۸۶ اولین مرمت جدی و بازسازی، تمیزکردن سطح مسی روی گنبد، مرمت بخش‌های خراب ساختمانهای اطراف و همچنین متصل کردن مقبره‌ها و باغ‌های اطراف به مجموعه انجام شد

نماد شناسی

آرامگاه حافظ در مقابل یکی از شلوغ‌ ترین و پر رفت‌ و آمدترین خیابان‌های شیراز قرار گرفته و نمای آرامگاه از خیابان مذکور غیر قابل مشاهده‌ است. این خیابان نماد اسارت در جهان صنعتی و مدرن است؛ چنانچه نمی‌توان از طریق آن، آرامگاه حافظ را که نماد افکار و اندیشه‌های عرفانی اوست، نظاره گر بود

بخش جنوبی آرامگاه نماد دنیای مادی و ظواهر فریبندهٔ آن است. با نزدیکترشدن به آرامگاه، انسان از بند هواهای نفسانی آزاد شده و بالارفتن از ایوان به منزلهٔ معراج عرفانی و سیر و سلوک در دنیای ملکوت است. به تدریج آرامگاه که نماد خورشید است، نمایان می‌شود و پایین ‌آمدن از ایوان، نماد تعظیم در برابر این خورشید درخشان است. ایوان از ۲ ردیف پلکان تشکیل شده که هر ردیف شامل ۹ پله‌ است همانطور که در ادبیات فارسی، ۹ عدد آسمان ها بوده و مقدس شمرده می‌شود. بخش شمالی آرامگاه نماد دنیای ملکوت است؛ چراکه در این قسمت به آرامگاه میرسیم که نماد دستیابی به حقایق و رمز و رازهای دنیا است. این بخش شامل ۸ درب ورودی و خروجی است؛ همچنین آرامگاه نیز از ۸ ستون سنگی تشکیل یافته ‌است. عدد ۸ نماد سدهٔ هشتم (سده‌ای که حافظ در آن میزیسته) و هشت درب بهشت است

نمای بیرونی گنبد آرامگاه، نماد آسمان بوده و به شکل کلاه درویشان ترک است. گنبد از دورن با رنگ‌های مختلف عرفانی آراسته شده‌است؛ آبی فیروزه‌ای (نماد بهشت)، سرخ ارغوانی (نماد شراب ازلی)، سیاه و سفید (نماد شب و روز) و قهوه‌ای سوخته (نماد خاک) است

معماری حافظیه

در حال حاضر مجموعه حافظیه به چهار محوطه تقسیم شده‌ است

محوطه شمالی

در این محوطه آرامگاه حافظ و درخت‌های نارنج و دو حوض مستطیل بزرگ شرقی و غربی نیز در این قسمت وجود دارد که این حوض‌ها منبع آب حوض‌های بزرگ باغ ورودی است. حافظ شناسی (مساحت ۳۳۰ مترمربع)، کتابخانه(مساحت ۴۴۰ مترمربع) و فروشگاه محصولات فرهنگی نیز در این ناحیه قرار گرفته‌ است

سنگ مزار

سنگ مزار حافظ به ارتفاع یک متر از سطح زمین قرار گرفته و به وسیله پنج ردیف پلکان مدور احاطه شده‌ است. بر فراز بارگاهش گنبدی مسی به شکل کلاه دراویش (ترک ترک) بر روی هشت ستون به ارتفاع ده متر، بنا شده ‌است و از درون با کاشی‌های هفت رنگ معرق کاشی کاری شده ‌است. همچنین در سقف آرامگاه هشت بیت از غزل زیر بر روی سنگ‌های یکپارچه با خط ثلث نگاشته شده‌ اند

حجاب چهره جان می‌شود غبار تنم

خوشا دمی که از آن چهره پرده برفکنم

دیوارهای اطراف حیاط شمالی

بر دیوارهای این بخش از حافظیه غزل‌هایی از دیوان حافظ بر روی کاشی و سنگ مرمر نوشته شده‌ که غزل‌هایی به خط امیرالکتاب حاج میرزا عبدالحمید ملک الکلامی کردستانی نگاشته شده‌ است

دیوار شمالی غزلی با مطلع

سحرم هاتف میخانه به دولت خواهی

گفت باز آی که دیرینه این درگاهی

دیوار جنوبی غزلی با مطلع

چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست

سخن شناس نئی جان من خطا اینجاست

دیوار شرقی غزلی با مطلع

مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو

یادم از کشته خویش آورد و هنگام درو

دیوار غربی غزلی با مطلع

بیا که قصر امل سخت سست بنیاد است

بیار باده که بنیاد عمر بر باد است

کتابخانه حافظیه

در ناحیه شمالی مقبره کتابخانه‌ای با مساحت ۴۴۰ مترمربع حاوی ده هزار جلد کتاب وجود دارد که به عنوان مرکز حافظ شناسی مورد استفاده قرار می‌گیرد

رواق چهار ستونه - بیست ستون

رواق چهار ستونه کریم خان زند به صورت تالاری وسیع، دارای بیست ستون سنگی بلند، ۵۶ متر و طول و ۷ متر عرض در آمده ‌است به گونه‌ای که چهار ستون عهد کریم خانی در وسط این بنا قرار گرفته ‌است. بر روی دیوارهای دو طرف رواق، سنگ‌های مرمرین نهاده شده‌ است و بر فراز این سنگ‌ها، کتیبه‌ای قرار گرفته که بر روی آن غزل

روضه خلدبرین خلوت درویشان است

مایه محتشمی خدمت درویشان است

از روی خط میرعماد توسط هنرمندان شیرازی بر روی سنگ مرمر نقر شده‌ است. این رواق که از نظر ارتفاع از تمام نقاط حافظیه بالاتر است حافظیه را به حیاط شمالی و حیاط جنوبی تقسیم کرده‌

آب انبار

در زیر رواق چهار ستون آب انبار حافظیه قرار گرفته. آب انبار حافظیه به صورت کانال در وسط رواق بیست ستونه قرار دارد و حافظیه را به دو قسمت شمالی و جنوبی تقسیم کرده، به گونه‌ای که مقبره حافظ در ناحیه شمالی قرار گرفته ‌است

آرامگاه قوام

سمت چپ رواق بیست ستون اتاق بزرگی متعلق به آرامگاه قوام السلطنه با دو اتاق به جانب آن و شش اتاق دیگر که سه تا به آرامگاه و سه تای دیگر به نقاشی، مینیاتوری، معرق سازی و میناسازی تعلق دارد، است

حیاط غربی

در پشت آرامگاه قوام فضای سبزی با یک حوض در میان وجود دارد که آرامگاه غلامحسین صاحب دیوانی و درب ورودی آرامگاه قوام در آنجا قرار دارد

حیاط شرقی

در سمت راست حیاط شمالی، دیوار دارای ۱۴ طاق نماست که آرامگاه خاندان معدل نیز در همین قسمت است که در سال ۱۳۸۶ به کوشش میراث فرهنگی با تخریب خانه‌ها و مقبره‌های اطراف این محدوده به صورت محوطه شرقی به آرامگاه افزوده شد

حیاط جنوبی - ورودی اصلی

در حیاط جنوبی حافظیه، باغچه‌های بزرگی وجود دارد که گرداگرد آنها گل کاری شده‌ و مابین آنها دو حوض مربع مستطیل بزرگ است. (سنگ‌های لبه این حوض‌ها همان سنگ‌های حوض باغ شمالی موزه پارس است که پس از امتداد خیابان کریم خان زند به سمت بازار وکیل، آن را خراب کرده، به حافظیه منتقل کردند) و در دو طرف حیاط، نارنجستان بزرگی وجود دارد. دیوارهای جنوبی و در ورودی باغ از نرده‌های آهنی ساده ساخته شده‌ است. مساحت بخش جنوبی از در ورودی باغ تا پلکان‌های رواق میانی، ۹۹۸۳ متر مربع می‌باشد

آرمیدگان

آرامگاه مهدی حمیدی شیرازی در جوار آرامگاه حافظ، در حافظیه

برخی از آرمیدگان در حافظیه

جواد مصلح - فیلسوف

حمید دیرین - بنیان‌گذار انجمن خوش‌نویسان فارس

رسول پرویزی - نویسنده

سید ابوطالب فنایی - شاعر، مترجم و نویسنده

سید محمدرضا مجدالعلما

سید محمدعلی کازرونی - مجتهد

شیخ محمد اهلی شیرازی - شاعر و صاحب کتاب مسحر حلال

شیخ محمدباقر مجتهد استهباناتی آزادی‌ خواه

شیخ محمدحسن کجوری

شیخ محمدمهدی کجوری - مجتهد

عبدالوهاب نورانی وصال - استاد دانشگاه

علی سمنانی - عالم و عارف

علی محمد مژده - استاد دانشگاه

فرصت‌الدولهٔ شیرازی - شاعر

قاسم‌خان والی - والی فارس

لطفعلی صورتگر - شاعر

محمدخلیل رجایی - استاد دانشگاه

محمدهاشم ذهبی شیرازی

مهدی حمیدی شیرازی - استاد دانشگاه و شاعر

نورالدین رضوی سروستانی - موسیقی‌دان

قوام السلطنه شیراز - والی شیراز

صاحب دیوانی